پایان نامه ارشد رایگان درمورد افزایش، پایه، میوه، میزان

دانلود پایان نامه

ی پایین را افزایش می‌دهند. مواد تنظیم کننده فشار اسمزی بیشتر شامل اسیدهای آمینه، کربوهیدرات، برخی یو نهای معدنی و پروتئین ها هستند. پرولین یکی از اسید آمینه‌های فعال در پدیده تنظیم اسمزی است )جعفری و همکاران، 1385).
1ـ12ـ غلظت عناصر غذایی در مرکبات:
میزان تولید محصول، با میزان عرضه عناصرمعدنی و گاهی آلی خاک که برای آنها قابل استفاده باشد، متناسب بوده و از دیرباز بشر به اهمیت عناصر معدنی و آلی در رشد گیاه و تولید محصول پی برده است. امروزه از کودها به عنوان ابزاری برای دستیابی به حداکثر تولید در واحد سطح استفاده می‌شود. البته علاوه بر افزایش تولید، کیفیت محصولات کشاورزی و سلامت محصولات نیز بایستی مدنظر قرار گیرد (بالوق45، 2006).
نیتروژن از جمله عناصری است که گیاهان در تمام دورههای فعالیت خود به آن نیاز دارند. کودهای نیتروژن دار از طریق توسعه اندامهای هوایی و تولید مواد کربوهیدراتی بیشتر با افزایش سطح کربن گیری، در افزایش عملکرد محصولات کشاورزی نقش مهمی ایفا می‌کنند. افزایش در مقدار نیتروژن خاک نه تنها بر رشد گیاه، بلکه بر الگوهای اصلی مورفولوژی گیاهی نیز تأثیر دارد (خواجه پور، 1386).
بقایای گیاهی در مراحل مختلف تجزیه منبع غذایی طیف وسیعی از ریزجانداران خاکزی
می باشند. در این راستا هر چه کربن، انرژی و عناصر غذایی مورد نیاز میکروارگانیسم ها بهتر فراهم گردد افزایش جمعیت میکروبی بیشتر خواهد شد (پروبرت46، 2005).
رطوبت خاک به دلیل افزایش شدت انتشار پتاسیم در خاک و همچنین افزایش رشد ریشه ها در جذب پتاسیم توسط گیاهان مؤثر است (نلسون47، 1982).
الگوی تجمع پتاسیم در برگ تحت تأثیر مراحل فیزیولوژیکی رشد مرکبات بوده و در بهبود کیفیت میوه و افزایش انبارمانی میوه مرکبات بعد از برداشت مؤثر است (کوهلی48، 1996).

پتاسیم برای تنظیم تعادل یونی در سلول، توسعه اندازه میوه و تنظیم ضخامت پوست میوه ضروری است. کمبود پتاسیم موجب ترکیدن میوه، کوچکی میوه، حساسیت به بیماری ها و سرما میگردد (چاپمن49، 1968).
افزایش پتاسیم موجب بهبود کیفیت میوه، مقاومت مرکبات به سرما، آفات و بیماری ها و افزایش خاصیت انباری میوه می‌گردد (کو50، 1985).
پتاسیم برای سنتز اسیدهای آمینه ضروری است که شامل فرایند فتوسنتز و افزایش قابلیت مقاومت گیاه در برابر بیماری ها است. گیاهانی که کمبود پتاسیم دارند بسیار ضعیف و کوچک هستند و فاصله میان گره ها کوتاه می‌شود و در صورت شدت کمبود، شاخه ها از انتها شروع به خشک شدن می‌کنند. پتاسیم نیز از عناصر متحرک و پویا است بنابراین علایم کمبود ابتدا در برگ های مسن مشاهده می‌شود. در درختان مرکبات مبتلا به کمبود پتاسیم سر شاخه ها خشک می‌شوند (سریواستاوا51، 2003). بین رگبرگ ها زرد شده و لب سوختگی در برگ ها مشاهده می شود. عملکرد میوه کم و کیفیت آن نامطلوب می‌شود. در حالت کلی ذخیره پتاسیم توسط هوازدگی مواد معدنی زیرزمینی تامین می‌شود. به طور خلاصه تأثیر پتاسیم در افزایش کیفیت میوه به‌شرح زیر است :پتاسیم سبب افزایش کل مواد جامد محلول، نسبت کل مواد جامد محلول به غلظت اسید میوه می شود. اما غلظت اسید میوه را افزایش می‌دهد. پتاسیم سبب کاهش حجم آب میوه و رنگ عصاره میوه می‌شود .پتاسیم سبب افزایش اندازه و وزن میوه و ضخامت پوست میوه و رنگ سبز میوه می‌شود. پتاسیم سبب افزایش مقاومت به بیمار‌ی‌ها می‌شود و خاصیت انباری را افزایش می‌دهد(سریواستاوا52، 2003).
مس عنصری ریزمغذی و ضروری در گیاهانست که جزو لاینفک آنزیم های متعدد انتقال الکترون بوده و درتسریع واکنش‌های ردوکس درون میتوکندری و کلروپلاست شرکت می‌کند (گیتکه53، 2003).
با این وجود این مس در غلظت های بالاتر از حد معمول باعث سمیت در بافت های گیاهی می‌گردد (هال54، 2002). تجمع زیاد مس در برگ ها می‌تواند تغییراتی نسبی را در فرایندهای فتوسنتز و تنفس، فعالیت آنزیم‌ها، یکپارچگی غشاء و تمامیت DNA باعث شود که همه این موارد به محدودیت در رشد می‌انجامد (پوسمیک55، 2009 ؛ شوتزندوبل56، 2002).
عارضه مهم سمیت مس تولید استرس اکسیداتیو است. مس مازاد می تواند تولید گونه‌های فعال و مضر اکسیژن را تسریع کند (باریلا57، 2000). از نظر فراوانی، منگنز پنجمین عنصر در پوسته کره زمین است و در طبیعت به صورت آزاد وجود ندارد (حاجی بلند و خسروپناه، 1384).
دسترسی منگنز برای گیاه به وسیله فرایندهای ردوکس که به pH و دسترسی الکترون بستگی دارد، کنترل می‌شود (نگرا58، 2005). بدین ترتیب در خاک های اسیدی، آتشفشانی و خاک هایی که به حالت غرقابی درآمده اند، عامل افزایش احیای منگنز باعث تبدیل اشکال مختلف این عنصر به شکل فعال جذبی شده و منجر به مسمومیت می شود )حاجی بلند و خسروپناه، 1384).
منگنز یکی از عناصرضروری و کم مصرف در تغذیه گیاهان محسوب می شود و به دلیل امکان تبدیل حالت های اکسیداسیون آن به یکدیگر، در واکنش های اکسایش و احیا نقش مهمی دارد.
لیدون و همکاران59 (2000) گزارش کردند که سمیت منگنز باعث اختلاف در متابولیسم و مهار رشد گردید.
شی و همکاران60 (2008) گزارش کردند که سمیت منگنز باعث برهم‌زدن تعادل تغذیه‌ای و کاهش آهن، منیزیم و کلسیم در خیار شد. نشانه‌های سمیت منگنز در بین گیاهان مختلف متفاوت است.
سمیت بر در مر کبات همانند مسمومیت ناشی از نمک با زرد شدن و سوختگی سرشاخه‌ها و برگ‌ها شروع شده اما در ادامه زردی در مریستم انتهایی با لکه های پراکنده باف
ت مردگی توأم می‌شود. این زردی تا بین رگ برگ‌های نزدیک به انتهای برگ ها توسعه می‌یابد. ریزش برگ به ویژه در بهار سنگین بوده و سرشاخه‌ها خشکیده و محصول کاهش می‌یابد. به دلیل آن که غلظت بر در ریشه‌ها در مقایسه با برگ‌ها، حتی در شرایط فراهم بودن مقادیر بالای بر، به نسبت بسیار پایین بوده، علائم مسمومیت بر در ریشه ها مشاهده نمی‌شود (اوارتیل61، 1969).
اگرچه آب آبیاری می تواند منبع اولیه افزایش بر در خاک باشد اما مسأله عمده به سبب ضعف در زه کشی و عملیات آبیاری می‌باشد که باعث تجمع بر در منطقه ریشه می‌گردد این مسأله به ویژه در سیستم آبیاری قطره‌ای تشدید می‌شود (هافمن62، 1990).
کمبود آهن در درختان میوه باعث کاهش سنتز کلروفیل، سطح، وزن تر و خشک برگ‌ها، رشد ریشه، شاخه‌های جدید و گل آغازی شده و در نتیجه باعث کاهش و به تعویق افتادن گلدهی و بلوغ میوه، پایین آمدن میزان عملکرد، اندازه وکیفیت میوه از جمله آب، درصد قند و شدت رنگ آن‌ها می‌شود (نیجر63، 1990).

فصل دوم
مروری بر تحقیقات
انجام شده

در یک پژوهش چهار ساله نشان داد که همبستگی خطی بین وضعیت تغذیهای درخت و عملکرد موجود است (هجاج64، 1995). مصرف کمپوست بعد از دو سال باعث بهبود خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک‌ در مقایسه با شاهد شد (اوانیلو65، 1997).
اثرات مثبت مصرف بقایای آلی روی خصوصیات خاک مثل ساختمان خاک، وزن مخصوص ظاهری، ظرفیت نگهداری آب، ظرفیت تبادل کاتیونی و فعالیتهای بیولوژیکی خاک به اثبات رسیده است
(السگارد66، 2001).
در مطالعه‌ای ثابت شد که تیمارهای کمپوست و کود دامی بطور معنی داری وزن مخصوص ظاهری خاک را کاهش و غلظت مواد آلی خاک افزایش دادند. اثر کود غیر آلی روی بیشتر خصوصیات فیزیکی در مقایسه با شاهد معنی‌دار نبود (سلیک67، 2004).
اساساً بقایای محصول، کودهای دامی، خاکبرگ، برگ‌های پوسیده درختان جنگلی و کمپوست از بقایای آلی هستند که برای افزایش میزان مواد آلی خاک به کار برده میشوند و موجب بهبود خصوصیات فیزیکی خاک در زمینهای زراعی می‌شوند (استراتون68، 1995).
در مرکبات نوع پایه نقش مهمی در کمیت، کیفیت رشد، نمو و تولید محصول دارد. پایههای مرکبات در سازگاری با انواع خاک، نحوه پراکنش ریشه و وابستگی مایکوریزایی با هم اختلاف دارند. این مسئله منجر به اختلاف در غلظت عناصر معدنی برگ آن‌ها و یا برگ ارقام پیوند شده روی آنها شده و در نهایت رشد رویشی و کمیت و کیفیت میوه تولیدی آن‌ها تحت تأثیر قرار میگیرد (باسال69، 2009).
اقبال و همکاران70 (1999) گزارش کردند که نوع پایه تأثیرمعنیداری برغلظت عناصر معدنی برگ پیوندک نارنگی کینو داشته است.
ناوارو71 (1981) اظهار داشت که ارتفاع و قطر پایه شاخص‌های مناسبی برای تشخیص زمان آمادگی پایه برای پیوند محسوب می‌شوند. او پیشنهاد کرد نها‌ل‌های ترویرسیترنج72 هنگامی که به بلندی 3 تا 5 سانتی متر و قطر 6/1 تا8/1 میلی متر در محل پیوند رسیده باشند، برای پیوند آماده هستند.
بر اساس پژوهشهای ناوارو و همکاران (1975) بالاترین درصد ریزپیوندهای موفق زمانی به‌دست آمد که نهال‌هایی که دو هفته از رشد آن‌ها گذشته بود، مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده از نهال‌های مسن تر سبب خشک شدن پیوندک شده، رنگ آن قهوه‌ای می‌شود و در پایان می‌میرد، همچنین در صورت استفاده از دان نهال‌های جوان‌تر، پیوندک رشد نکرده و توسط بافت پینه‌ای که پایه تولید می‌کند، پوشیده می‌شود.
گالاش73(2000) در آزمایشی در استرالیا برای مقایسه اثر 12 پایه مختلف روی ویژگی‌های کمی و کیفی پرتقال‌های نافدار، گزارش نمود که پایه سیتروملو و ترویر سیترنج بیشترین عملکرد را داشتند.
بالاترین میزان مجموع املاح محلول74 وسیله پایه‌های بنتون75 ،کاریزو76 و ترویر سیترنج77 و به دنبال آن‌ها به وسیله پایه‌های نارنج سه برگ وسیتروملو تولید شد. در این آزمایش درشتترین میوه درختان روی پایه نارنج سه برگ، کاریزو سیترنج، سیتروملو و ترویر و کوچکترین میوه روی پایه‌های تایوانیکا78 و کلئوپاتراماندرین79 تولید شد (گالاش، 2000).
واتشر و همکاران80 (1999) در بررسی اثرهای سه رقم پرتقال والنسیا روی سه پایه سیترنج، کاریزو سیترنج و ولکامرینا گزارش کرد که میزان عملکرد به وسیله پایه و رقم تحت تأثیر قرار نگرفت.
رایت81 (2000) در آزمایش انجام شده برای بررسی 5 رقم پرتقال نافدار روی پایه کاریز و سیترنج گزارش کرد که درصد آب میوه، میزان مواد جامد محلول، اسید کل، ضخامت پوست و نسبت مواد جامد محلول به اسید کل تحت تأثیر رقم قرار گرفت و بیشترین میزان TSSو TA در پارنت واشینگتن ناول و بیشترین میزان نسبت TSS به TA در رقم توله گلد82 مشاهده شد. در این آزمایش رقم توله گلد در چهار سال اول بیشترین میزان عملکرد را نشان داد ولی در سال پنجم بیشترین عملکرد در رقم فیشر83 مشاهده شد.
پایه‌های مرکبات دارای قدرت متفاوتی در کاهش و یا ممانعت از ورود کلر به درون سلول‌های خود هستند که این ساز و کارها هنوز به بطور کامل شناخته نشده است. پایه‌های مرکبات اثرات معنی داری بر تجمع Cl-وNa+ و یا هر دو در شـاخ و برگ درختـان پیـوندی و غیـرپیونـدی دارند. دامنه غلظت Cl- بین بازدهی حداقل و حداکـثر تنظیم کننـدگانCl- میتواند تا ده برابر برسد (کوپر84، 1951 ؛ پینادو85، 1951).
به طور کلی پراکنش Na+ در قسمت های مختلف گیاه نشان می‌دهد که بعضی از تر کیبات پایه و پیوندک باعث محدود شدن
انتقال Na+ از ریشه به شاخ و برگ می‌شوند. به عنوان مثال پیوندک کلمانتین روی پایه ترویر سیترنج، نسبت به سایر پایه‌ها، در تراکم Na+ در قسمت‌های مختلف پایه از قبیل ریشه‌های افشان و ریشه‌های اولیه تمایل بیشتری تا تجمع آن در قسمت‌های مختلف پیوندک مثل برگ و ساقه ‌ها دارد. به طور کلی چنین نتیجه گیری می‌شود که محدود کردن انتقال Na+ فقط به پیوندک ارتباط نداشته بلکه به نظر می‌رسد که در این رابطه پایه‌ها نیز موثرند (بهبودیان86، 1986).
در یک درخت پیوندی خصوصیات زیادی از پیوندک از جمله میزان کلروفیل (گارسیا سانچز87، 2002) و ترکیبات معدنی برگ (جر88، 2003) تحت تأثیر نوع پایه قرار می‌گیرد.
بررسی میزان مواد معدنی برگ نارنگی کلمانتین روی 12 پایه نشان داد که بین پایه‌ها از نظر غلظت‌های منیزیم، مس و بور در برگ پیوندک اختلاف معنی‌دار وجود داشته است (جرجیو89، 2001).
پستانا90 (2005) گزارش کرد که پایه های مرکبات در میزان جذب آهن متفاوت عمل کرده و در این رابطه اختلاف بین آن ها معنی دار بوده است.
آزمایش انجام شده در فلوریدا برای کنترل اندازه درخت نشان داد که درختان روی پایه‌های مختلف، در کشت متراکم اندازه کوچکتری داشتند. گریپ فروت مارش91 و پرتقال والنسیا92 روی پایه‌هایی مانند فلائینگ دراگون و پونسیروس و نارنگی شانگشا93 نسبت به پایه رافلمون کارایی بهتری نشان دادند ( دوران ویلا94، 1992).
تحقیقات انجام شده در کالیفرنیا نشان داده است که درختان پیوند شده روی پایه فلائینگ دراگون بعد از 14 سال هنوز قدرت پاکوتاه کنندگی خود را حفظ کرده اند (رز95، 1990). بررسی‌کارایی درختان، عملکرد و کیفیت محصول نارنگی آکیتـسوساتسـوما96 روی 12 پـایه مختلف در برزیل نشـان داد که پـایه فلائینگ دراگون اثر منحصر به فردی از قبیل حجم تاج کمتر، کارایی عملکرد و کیفیت میوه بیشتر نسبت به پایه‌های دیگر نشان داد و ممکن است برای کاشت متراکم مناسب باشد (کانتواریس آویلس97، 2010).
اثر ارقام مختلف مرکبات روی سه پایه نارنج سه برگ، سیترنج و سیتروملو بررسی شده است. آزمایشهای انجام شده نشان داده است که ارقام روی این پایه‌ها میوه‌هایی با عملکرد و کیفیت خوب تا عالی تولید می‌کنند (وچر98، 1999 ؛ خوشخوی، 1376).
زیاد شدن میزان نیتروژن در جوانه‌های گل سبب افزایش عمرتخمک، زمان گرده‌افشانی و تلقیح و سطح برگ می‌شود. درنتیجه تشکیل میوه‌ها بیشتر و از نظر اندازه درشت‌تر شده و عملکرد بیشتر می‌شود (آلبریجو99، 2001).
نیاز به نیتروژن در طی دوره گلدهی و تشکیل میوه به حداکثر می‌رسد، لذا تأثیر محلول پاشی نیتروژن روی تغذیه گیاه در مقایسه با اضافه کردن به خاک بیشتر است. در اغلب موارد محلول پاشی تغذیه‌ای در بهار و در مواردی در تابستان انجام می شود (مورگان100، 2006 ؛ چنگ101، 2004).
در سال‌های اخیر پژوهش‌ها جهت دستیابی به ترکیبات پایه و پیوندک جدید از مرکبات مقاوم به کلروز آهن، یکی ازراهکارهای مهم پژوهشی برای جلوگیری از این مسئله تغذیه‌ای بوده است (مورنو102، 1996).
نوع پایه و یا پیوندک در ابتلاء درخت مرکبات به کلروز آهن، نقش مهمی را ایفا می‌کنند. به عنوان مثال لیمو نسبت به پرتقال و گریپ فروت (به ویژه هنگامی که دمای خاک پایین باشد) بیشتر مستعد زردی است، و یا پرتقال روی پایه

دیدگاهتان را بنویسید