پایان نامه با واژه های کلیدی باغ ایرانی، هندسه باغ ایرانی، دوره صفوی، دوره صفویه

دانلود پایان نامه

ر قله کمال وحدت در تنوع و تنوع در وحدت ایستاده است. در باغ ایرانی مانند معماری ایرانی هیچ چیزی بی مورد (یا فقط برای زیبایی) وجود ندارد. آنچه مفید و لازم است زیبا عرضه می شود و جلوه ای در کمال و جمال دارد.
طرح باغ ایران براساس توجه و کاربرد خاص مربع در ترکیب کلی و اجزاء آن استوار است و این خصیصه متمایز باغ ایرانی است که از دیرباز مورد توجه دیگران بوده است. اگر باغ سلطنتی پاسارگاد را که اولین نمونه باغ ایرانی کشف شده قبل از اسلام است بررسی کنیم می بینیم که از حوضچه های سنگی مقسم آب و آب گذرهای سنگی مستقیم در آن استفاده شده است علی رغم آنکه شواهد ظاهری نشان گر تقسیم باغ به دو قسمت (دو مستطیل) است و حوضچه های سنگی موجود تنها به سه آب گذر (یک ورودی و دو خروجی) متصل شده اند. دیوید استروناخ معتقد است که باغ مذکور یک مسیر دید طولانی و مرکزی داشته (که به دلایل شخم زدن زمین در دوره های بعد به کلی از بین رفته است) و به وسیله آب گذرهای متقاطع باغ را به چهار قسمت متساوی تقسیم می کرده و بنیادی ترین عامل باغ ایرانی یعنی چهار باغ در پلان اصلی پاسارگاد وجود داشته است. “گزنفن” در کتاب خود به نام اکونرمیگوس نقل کرده است که کوروش شخصا لیزاندر را به تماشای باغ خود در سارد برده است که لیزاندر زیبایی درختها، نظم و دقت فواصل آنها و مستقیم بودن ردیفها و زاویه ها و روایج معطر و متعددی را که هنگام گردش به مشامش رسیده تحسین و تمجید می کند. اینکه از چه زمان مربع یا مربع مستطیل در طرح باغ مورد استفاده قرار گرفته محتاج تحقیقات فراوان است. اما دلایل بسیاری را برای کاربرد مربع در خلق محیط زیست انسان و از جمله باغ ایرانی می توان ذکر کرد.
وجود چشم انداز اصلی به شکل مستقیم و کشیده در محور طولی باغ، روبروی کوشک و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقشی اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد.این همان خصوصیاتی است که در باغ های ایتالیا و به تبع آن باغ های فرمال فرانسوی مورد الهام قرار گرفته است. شیب طبیعی که در اکثر باغ های ایرانی مورد استفاده قرار گرفته موقعیت مناسبی را برای قرارگیری کوشک در نقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است که تمثیلی از معنای فردوس در بهشت می باشد. هنگامی که انسان به نقطه ای بلند می نگرد، خطای دید که براثر تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و پایین تر از خط افقی رخ می دهد باعث می شود که آن نقطه نزدیک به نظر آید. به همین سبب است که کوشک از سردر ورودی در باغ نزدیک به نظر می آید و بیننده را به حرکت به سوی آن و طی این مسافت به ظاهر کوتاه ترغیب می کند و برعکس هنگامی که شخصی از کوشک (احتمالا طبقات بالای آن) به باغ می نگرد فاصله مذکور طولانی تر به نظر می آید و وسعت بیشتری به باغ می بخشد. در باغ های ایرانی، علاوه بر عمارت یا کوشک اصلی بناهای سردر هم بود که در حقیقت بیرونی باغ یا محل پذیرایی محسوب می شد.یکی دیگر از مشخصه های مهم باغ ایرانی تمایل زیاد به نمایش آب بوده و معمار باغساز بازیهای غریبی با آن انجام می داده است.
2-7-3 هندسه باغ ایرانی
باغ های ایرانی یا در زمین مسطح بنا می شدند و باغ های دشتی بودند، یا در زمین شیب دار که امکان می داد باغ را با آبشارها و درخت های بیشتر زیباتر بسازند مثل باغ تاج نطنز، باغ شاهزاده ماهان و باغ تخت شیراز یا بعضی باغ های مازندران. در باغ ایرانی توجه خاصی به شکل های هندسی می شد و شکل مربع که فاصله بین اجزاء باغ را به طور ساده و روشن نشان می داد از اهمیت خاصی برخوردار بود. به وقت کاشتن درخت، نخستین گام، دقت در تعیین فاصله محل کاشت از هرطرف بود و بدین ترتیب مربع هایی شکل می گرفت که از هر طرف که نگاه می کردند، ردیف درختان را می دیدند.فاصله میان درختها بسته به نوع درختان، مثلا اینکه توت و گدو باشند یا آلو سیاه و آلو زرد و سیب، یا درختان به اصطلاح بی یخ به معنای درختان بی ثمر و سیاه درخت، متفاوت بود. مثلا در یک کرت در میان درختهایی مثل پسته که دیرتر به ثمر می رسند گاه هلو می کاشتند. هلو در عرض 6 تا 7 سال از بین می رفت و درختان اصلی تازه پا می گرفتند. درختها را چه درهم و چه جدا، روی خطوط عمودی، به شکل مربع می کاشتند.
یک اصل مهم دیگر در باغسازی ایران باز بودن چشم انداز اصلی به شکل مستطیل کشیده بود. در این باغ ها، در مقابل بنا، فضای باز و کشیده ای بود که درست در چشم انداز اصلی واقع می شد. در این فضا درختان بلند نمی نشاندند. معمولا گیاهانی می کاشتند که زیاد بلند نشوند و منظر باز را سد نکنند و در عین حال همیشه زیبا باشند.گیاه زمینه معمولا اسپست (نوعی یونجه) بود که حالا چمن جایش را گرفته است.بنا را در نقاط مختلف باغ می ساختند. مثلا گاه بنای اصلی در وسط باغ بود و از چهار طرف دیده می شد و بناهای فرعی و سردر در اطراف بودند. یا بنای اصلی باغ یک طرف بود و بناهای فرعی در اطراف، با دو راه متقاطع، و منظر اصلی در امتداد محور طولی باغ بود.در باغ هایی نیز کوشک به نسبت یک سوم در امتداد محور طولی قرار داشت و بناهای اندرون را در طرف خلوت باغ قرار می دادند و منظر اصلی در جهت مخالف اندرون بود. باغ طرف اندرون هم میان کرت و هم سایر اجزاء را داشت اما پشت آن مسدود بود، مثل باغ دلگشا.نوعی باغ هم بود که در پشت بنای اصلی آن یک حیاط بسته بود و روبه جلو منظر داشت اما در پشت بنا، فقط حیاط خلوت و گوشه دنجی بود، مثل باغ ارم شیراز، باغ مزار کاشان و سروستان فارس. باغ هایی نیز بودند که علاوه بر باغ اصلی، یک باغ بیرونی هم داش
تند که کلی تر و عمومی تر بود و بعد از عبور از آن وارد باغ اصلی می شدند مثل باغ دولت آباد یزد که در جلوی آن باغ بهشت آیین بود. باغ جهان نمای شیراز هم باغ بیرونی داشت که اینک به صورت کارخانه در آمده، اما هنوز هنوز قسمت اصلی آن مانده است.در جلوی بعضی از باغ ها نیز یک دربند یا یک بست یا جلوخان وجود داشت مثل باغ شاهزاده ماهان.اما در تمام این باغ ها، در مقابل بنا حتما کرت بود با فضای مستطیل کشیده که در آن آبنما یا استخر می ساختند. هیچ باغی بدون این فضای باز نبود (مگر اینکه از زمان احمدشاه به بعد احداث شده باشد) برعکس میان کرت در خیابانهای فرعی نیز که به صورت منظم و مربع یکدیگر را قطع می کردند، انواع درختان دیگر کاشته می شد و این خیابان بندیها را به شکل مربع مربع تقسیم می کردند. معمولا اندازه کوشک باغ ها بین 12 تا 20 متر بود و بزرگترین آنها در مورد کوشکهای مدور، هشت گوش، گوش یخ یا مربع به 25 متر هم می رسید.

تصویر 5 – چهار نحوه قرارگیری کوشک در محوطه باغ

بنابراین تقسیمات باغ معمولا به این شکل بود که خیابانهای دو طرف باغ تا جلوی ساختمان می آمد و در اطراف خیابانها قطعات مربعی شکل یعنی کرتها بودند. وسط خیابانها یا میان کرت بود یا آبنما و در انتهای خیابانها قبل از رسیدن به کوشک حوض کلکی قرار داشت. بعضی جاها هم میان سردر و میان کرت گلزار بود. قسمت عمده و پرکار باغ، یک پنجم عرض باغ، شامل کوشک، خیابانهای اصلی و میان کرت بود. در باغ های ایرانی، علاوه بر عمارت اصلی یا کوشک اصلی، بناهای سردر هم بودند که در حقیقت بیرونی باغ یا محل پذیرایی باغ محسوب می شدند و معمولا بسیار زیبا بودند. گاهی هم به جای سردر یک در معمولی بود، اما در مقابلش یک “پرس”3 بود، یعنی دیواری مشبک که موجب می شد داخل باغ از بیرون مستقیما قابل رؤیت نباشد. عمارت های دیگر باغ عبارت بودند از عمارتهای تابستانی، زمستانی، آب انبار، حمام و سایر بناهای مورد نیاز که در نقاط مناسب برای عملکرد آنها ساخته می شد، به طور خلاصه در هندسه باغ ایرانی دو اصل مهم بود سه کشیدگی در کنار هم و تقسیم باغ به مربع هایی که خود دارای تقسیماتی منظم و مربع شکل بودند. سابقه این اصول به هزاران سال قبل بازمی گردد. در کشاورزی هم کاشت مربعی معمول بوده و زمین و آب به صورت مربعی تقسیم می شده است. غیر از مستطیل کشیده مربع، شکل های هشت گوش، کشکولی و نگینی و چهارگوش هم در باغ بود. یکی از اتفاقات مهم در هندسه باغ ایرانی در دوره صفویه استفاده از خیابانهای مورب (قطری) در جهت چشم انداز عمارت کوشک هشت ضلعی می باشد. به طور مثال در نقشه باغ بلبل که عمارت هشت بهشت در آن قرار دارد، وجود این نوع خیابانها دیده می شود. این شیوه در نقشه باغ چهل ستون نیز مشهود است.

تصویر 6 – خیابان بندی های باغ
2-7-4 گیاهان در باغ ایرانی
اقوامی که در سرزمین ایران می زیسته اند از دوران باستان گونه های بسیاری از درختان و گلها و سبزه ها را می شناخته و با گل پیوندی پایدار داشته اند. گیاهان در باغ های ایرانی با هدف ایجاد سایه، برداشت و تزئین کاشته می شوند. حجم اصلی گیاهان متوجه درختان سایه دار و محصول دار است و گلها و گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ ها وجود دارند. گیاهان را می توان در سه گروه تقسیم کرد که شامل درختان، بوته ها و گلهای تزئینی است.

2-7-5 درختان
برای ایجاد سایه در باغ های ایرانی از درختان سایه افکن مانند بید، چنار، نارون و مانند آن استفاده شده است و برای کمک بیشتر به ایجاد سایه، گذرگاه های باغ ها را باریک انتخاب نموده اند تا سایه درختان دو طرف همه سطح گذرگاه ها را بپوشاند. در محورهای اصلی باغ، بیشتر از ردیف درختان سرو و چنار استفاده شده است و نیز در موارد زیادی یک درمیان سرو و چنار کاشته شده است. تغییر شکلی که درختان چنار در چهارفصل سال از نظر رنگ برگها و ریزش آنها دارد در مجاورت درختان سرو که همواره برگ دارند و سبز رنگ هستند تنوع زیادی در رنگ و طرح و حجم باغ ایران به وجود می آورد. این درختان بهار و پاییز بسیار زیبایی دارند و در فصل زمستان وجود درختان سرو باغ را سرسبز نگاه می دارد که این مسئله بستگی مستقیم به چگونگی آب و هوا و جنس زمین دارد. در زمینهای رسی و شور خاک که چنار بار نمی آید، درختانی مثل تبریزی، زبان گنجشک و کبودار می کاشته اند. درختان تبریزی که به سرعت رشد می کنند چوبشان در ساختمان مورد استفاده قرار می گیرد اما درخت سرو به لحاظ زیبایی دائمی و تناسب و کشیدگی اش محبوب مردم ایران است و شعرا در وصف آن بسیار سروده اند و زیبایی آن را الگو قرار داده و با آن تشبیه کرده اند مانند قد سرو. پیرامون استخر باغ را هم با درختانی مانند نارون و افرا و مورد و بید شوریده و سرخ بید و ارغوان می پوشاندند و در حاشیه خیابانهای فرعی معمولا توت فرنگی می کاشتند و نوغان داران از برگ این درخت استفاده می کردند.
کرت های دوسوی خیابان های باغ را که بیشتر به صورت چهار تخته آرایش می شد با کانالهای میوه پر می کردند. در مناطق خشک غالبا سیب ترش و آلو سیاه و انار و هلو و شفتالو و زردآلو هریک جداگانه در یک یا چند کرت نیدیک به هم کاشته می شد. در کرتهای دورتر و پیرامون باغ، مو می کاشتند و بر دیوار قسمت هایی از باغ داربستی می زدند و موهای سواره را برآن می انداختند. خیابان کمربندی باغ و گوشه ها و پناه دیوارها به انجیر و سنجد و عناب اختصاص داشت.
درختان سایه دار و زمینی باغ های دوره صفویه که در کتاب ارشادالزراعه نام برده شده مشک،
بید، چنار، سفیدار ترکمنستانی، عرعر سمرقندی، کنده دال، ارغوان و چند گونه دیگر است. در باغ های ایرانی فاصله میان محورهای موازی معمولا تخته زمینی است که در برخی جاها برای کاشت گیاهان چهارفصلی از قبیل اسپست که نوعی یونجه است و پژند اهلی که گیاهی خوشبو است استفاده می شود و به آن میان کرت گویند و در بعضی دیگر در صورتی که زمین شیب دار باشد، مانند باغ شاهزاده در ماهان، به ایجاد آبنما و آبشار اختصاص می یابد.
در میان کرت، بوته های بلند که چشم انداز ساختمان باغ را بپوشاند کاشته نمی شده است. اسپست که از قدیم در باغهای ایرانی کاشته می شده چند سال می پاید و از هنگامی که سر می زند تا آنگاه که گل می دهد و درو می شود زیبا و خوشبو است و چشم انداز جلوی ساختمان را هم بی آنکه پیش دید را بگیرد می آراید و زیبا می سازد.

تصویر 7 – فرم قرار گرفتن درختان در باغ

2-7-6 بوته ها
این دسته از گیاهان باغ های ایرانی شامل انواع گل سرخ و انواع یاسها است. همانطور که گفته شد محبوب ترین درخت نزد ایرانیان سرو است. گل سرخ محبوب ترین گل باغ های ایرانی است به طوری که کلمه گل در فارسی معنی گل سرخ و هم معنی مطلق گل را دارد. «گل سرخ» و «درخت سرو» از بدیع ترین ارکان اساسی باغ های ایرانی به شمار می آیند.4
گلهای بوته ای دیگر انواع یاسها هستند که از آن جمله می توان یاس سفید، یاس بنفض، یاسمن، یاس زرد و غیره را نام برد. همچنین انوان نسترن ها از این گروه می باشند. نقاشی انواع گلها نیز یکی از هنرهای مورد علاقه ایرانیان بوده است و این هنر در دوران تیموری و صفوی رایج بوده و به ویژه در دوران قاجار بیشتر معمول گردیده به طوری که روی جلد کتابهای و روی قلمدان ها را با تصاویر گل نقاشی نموده اند (گل و مرغ).

تصویر 8 – کاشیکاری گل و مرغ٬ کاخ گلستان تهران
2-7-7 گلهای تزیینی
گلهای تزیینی را بیشتر در باغچه های جلوی ساختمان، محور ورودی یا محورهای اصلی که متوجه بناست می کاشتند. یونجه نیز به جای چمن امروزی محوطه ی بزرگ زیر درختان و میان کرت را سرسبز نگه می داشته است. در بعضی باغ ها در قسمتی از محوطه باغ به نام باغچه یا گلزار یا گلستان که معمولا نزدیک کوشک بود و گاهی به جای استخر می ساختند فقط گل دستی می کاشتند.5 در اطراف گلزار نیز ترشه (یا تریشه) یعنی باریکه یا حاشیه ای از 30 تا 70 سانتی متر می ساختند و بعد از آن خرندی بود از آجر به شکل کلاغ پر که بسیار ساده ولی قشنگ بود.

2-7-8 آب در باغ ایرانی
آب در خشکبوم ایرانی عزیز و کمیاب است و نظر کردن بر آن، به ویژه در اول صبح و اول ماه با شگون است.
ایرانی آب را مشقت و مرارت به دست می آورد. با صرفه جویی به کار می برد و در باغ ها با هنرمندیهای ماهرانه بیشتر از آنچه هست می نمایاند. شبکه هندسی، آب را به داخل ساختمان باغ می برد و در میانه پورت ها و گشایش فضاها، با وسعتی مناسب و متناسب، بازتاب آسمان و درختان و تصویر و نقوش زیبایش را فرادید بینندگان می گستراند. با تخته سنگ های نقش دار خوشتراش نصب شده بر بستر جویها و به ویژه شیب ها مانند سینه کبکی خت و نیلوفرهای زیبا بر حرکت، صدا و مرطوب کنندگی آب افزوده می شود و آب هرچه بیشتر خودنمایی می کند و صدا و سیمای فرحبخش خود را ظاهر می سازد6.
آب از طریق جویهایی در امتداد محورهای اصلی باغ،

دیدگاهتان را بنویسید