امروزه در مقایسه با دو بخش دیگر اقتصاد (صنعت تجارت و بازرگانی) سهم قابل توجّهی از کل اقتصاد به بخش خدمات تعلق داشته و در بخش خدمات نیز بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری از نقش برجسته و ممتازی برخوردارند. هر فعالیتی که مستلزم کسب سرمایه و منابع مالی باشد بی تردید به دخالت بانک ها و مؤسسات مالی نیازمند است.

بانک ها بخشی مهم و اثرگذار از فعالیت های اقتصادی و بازرگانی را در سراسر جهان تشکیل می دهند . اکثر افراد و مؤسسات برای سپرده گذاری یا استقراض از بانک ها استفاده می کنند. بانک ها از طریق رابطه ی نزدیکی که با مراجع نظارتی و دولت ها دارند و مقرراتی که دولت ها در مورد آن ها وضع می کنند، نقشی اساسی را در حفظ اعتماد عمومی به سیستم پولی ایفا می کنند. به این ترتیب نسبت به سلامت اقتصادی بانک ها و به ویژه توانایی پرداخت تعهدات، نقدینگی و میزان نسبی ریسکی (خطری) که متوجه عملیات گوناگون آن هاست علاقه ای فراگیر و قابل توجه وجود دارد (علی مدد، 1381، ص1)

در اقتصاد کشور می توان بانک ها را به عنوان نیروی محرک سایر بخش ها به حساب آورد که با هدایت و سازماندهی دریافت ها و پرداخت ها ، مبادلات تجاری و بازرگانی را تسهیل نموده و موجب گسترش بازارها و رشد و شکوفایی اقتصادی می گردند. آن ها از طریق جمع آوری سرمایه ی مازاد و سرگردان جامعه می توانند تأمین کننده ی نیازهای مالی سایر بخش های اقتصادی جامعه باشند (موسویان، 1379 ص37) به عبارتی دیگر  بانک ها دارای یک نقش واسطه بین وام دهنده و وام گیرنده هستند. بدیهی است هدف اصلی این بانک ها و یا هر واحد اقتصادی دیگر علاوه بر ایفای مسئولیت های اجتماعی افزایش ارزش آن ها است. در راستای دستیابی به هدف اصلی بانک، نیل به افزایش کارایی و بهره وری، افزایش سهم بازار، افزایش سودآوری، رشد و توسعه مورد توجه قرار می گیرد. بانک ها بنگاه های تولیدی در اقتصاد، تحت برنامه و هدف حداکثر کردن سود می توانند خدمات خود را به صورت بهینه عرضه کنند. از نگاه مؤسسین و سهامداران، بانک یک مؤسسه تجاری است که برای کسب سود از طریق انجام معاملات پولی و اعتباری به وجود آمده است. از نظر این گروه کوشش مدیران بانک باید متوجه تأمین حداکثر منابع ممکن باشد. لذا بررسی عوامل موثر در سودآوری بانک ها با توجه به گستردگی شعب بانک ها و رشد روز افزون بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری در سراسر کشور و به دنبال آن حضور در بازار رقابتی، امروزه به عنوان یک نیاز تلقی می گردد. (عونی، لیلا، 1387).

1-1-بیان مسئله

بانک ها به عنوان واسطه منابع پولی در کنار نهادهای سرمایه گذاری مانند بورس و بیمه از ارکان اصلی بازارهای مالی شمرده می شوند. آن ها یکی از عامل مهم سیاست های پولی و مجریانی برای تصمیم های اقتصادی بانک مرکزی هستند. بانک ها با قبض و بسط اعتبارات بانکی و هدایت وجوه از بخشی به بخش دیگر ، گذشته از کمک به تثبیت اقتصاد در سطح کلان، نقش مؤثری در تنظیم بخش های اقتصادی نیز بر عهده دارند. به دلیل عدم توسعه لازم بازار سرمایه در اقتصاد ایران بانکداری از اهمیت بیشتری برخوردار است و در عمل این بانک ها هستند که عهده دار تأمین مالی بلند مدت مشتریان می باشند (شادکام، 1380،ص37).

امروزه بانک ها خدمات متنوعی به مشتریان خود ارائه می دهند طیف این خدمات از جذب سپرده ها و اعطای تسهیلات تا خدمات نوینی که از طریق شبکه جهانی اینترنت عرضه می گردد را شامل می شود. افزایش کارایی و ارائه خدمات متنوع در حداقل زمان ممکن از جمله انتظاراتی است که شبکه بانکی کشور پیوسته با آن مواجه بوده و در این راستا اقداماتی از قبیل پیاده سازی طرح شتاب (شبکه تبادل اطلاعات بین بانکی) و بانکداری الکترونیکی در سیستم بانکی کشور طراحی و به مرجله اجرا گذاشته شده است. نظام بانکی از طریق هدایت منابع به بخش های تولیدی و خدماتی می تواند ضمن ایجاد تولید، اشتغال و ایفای مسئولیت های اجتماعی خود زمینه رشد و توسعه اقتصادی کشور را فراهم نماید.

حوزه فعالیت بانک ها در سه بخش تجهیز منابع، تخصیص منابع و ارائه خدمات می باشد. لذا بررسی و شناسایی عملکرد بانک ها در اجرای هر یک از وظایف مذکور می تواند طیفی از نقاط قوت و ضعف موجود در بانک ها را ارائه دهد. از آنجایی که بانک ها نیز همانند سایر بنگاه های اقتصادی به دنبال سودآوری هستند، برای دستیابی به این هدف مهم، شناخت متغیرهای اثرگذار ضروری می باشد. عوامل مؤثر در فرایند سودآوری بانک ها به دو دسته کلی عوامل داخلی و خارجی تقسیم می گردند.

عوامل داخلی تحت کنترل مدیران ارشد، مدیران میانی، و روسای شعب می باشد. و عوامل خارجی خارج از کنترل مدیریت و تحت تاثیر محیط کلان می باشند. همان گونه که ذکر گردید عوامل داخلی در اختیار مدیریت شعب قرار داشته و لذا این عوامل عمدتاً منعکس کننده سیاست ها و تاکتیک های مدیریت ارشد بانک میباشند که در حوزه های تخصیص منابع، مدیریت دارایی ها و بدهی ها، مدیریت نقدینگی و مدیریت هزینه نمایان می گردد. (عونی، لیلا، 1387)

بخش تولیدی و خدمات و ساختمان جنبه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی دارای اهمیت و مورد توجه است. در میان بانک های کشور که شامل بانک های تخصصی و غیرتخصصی و دولتی و خصوصی می باشند و بانک سرمایه در 4 بخش ذکر شده فعالیت ویژه ای داشته و دارای پتانسیل سودآوری فوق العاده در این حوزه می باشد.

1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش

گسترش بازارهای جهانی و افزایش رقابت در بازارهای خدمات مالی، سودآوری این صنعت را تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به این که سودآوری یکی از کارکردهای مهم بانک به عنوان واسطه مالی می باشند و از آنجایی که یک بانک سودآور توان بیشتری برای مقابله با شوک های منفی بازار را داراست، لذا توجه به شاخص سودآوری به عنوان یکی از شاخص های ارزیابی عملکرد در بانک ها و اهمیت نقش آن در تصمیمات مرتبط با نحوه تجهیز منابع، تأمین مالی و همچنین چگونگی تخصیص منابع ضروری است. بنابراین بانک ها بایستی با بررسی عوامل مرتبط با سودآوری شعب خود موجبات افزایش توان رقابت پذیری و سازگاری با تغییرات محیط کلان را فراهم اورند.

با توجه به این که تنها عوامل داخلی تحت کنترل مدیریت شعب قرار دارند و علی رغم افزایش منابع موجود در شعب تعدادی از شعب در طی دوره پژوهش زیان آور بوده اند. لذا این پژوهش بر شناسایی و تجزیه و تحلیل عوامل داخلی موثر در سودآوری شعب بانک و به طور موردی در شعب بانک سرمایه استان تهران متمرکز گردیده است و به دنبال ارائه راهکارهایی جهت افزاش کارایی و سودآوری شعب برای مدیریت بانک می باشد.

1-3-اهداف پژوهش:

1-  شناسایی عوامل داخلی موثر بر سودآوری شعب بانک و تخمین تابع سودآوری شعب بانک با وجود متغیرهای داخلی

2- بررسی و ارائه راهکارهای پیشنهادی جهت بهبود وضعیت عملکردی شعب بانک

3- بررسی وضعیت سودآوری شعب بانک سرمایه استان تهران

4- بررسی ارتباط متغیرهای اصلی موثر در سودآوری شعب بانک

1-4-سوال اصلی پژوهش:

این تحقیق در پی آن است که پاسخ سوال زیر را شناسایی نماید.

عوامل داخلی موثر بر سودآوری شعب بانک سرمایه کدامند؟

در این تحقیق سعی بر این است که به سؤالات زیر نیز پاسخ داده شود:

1- وضعیت سودآوری شعب بانک سرمایه استان تهران چگونه است؟

2- راهکارهای مناسب جهت افزایش سودآوری شعب بانک کدامند؟

1-5-فرضیات پژوهش :

    • بین میزان و نوع سپرده ها و سودآوری شعب بانک رابطه ی معنی داری وجود دارد.(ترکیب بدهی ها)
    • بین میزان و نوع تسهیلات پرداختی و سودآوری شعب رابطه معنی داری وجود دارد.(ترکیب دارایی ها)
    • بین مدیریت نقدینگی و سودآوری شعب رابطه ی معنی داری وجود دارد.
    • بین مدیریت هزینه ها و سودآوری شعب رابطه ی معنی داری وجود دارد.
    • بین مدیریت وصول اعتبارات اعطایی (ریسک اعتباری) و سودآوری شعب رابطه معنی داری وجود دارد.
    • بین رعایت منابع و مصارف( کفایت سرمایه )و سودآوری رابطه ی معنی داری وجود دارد.
    • بین عوامل محیطی و سودآوری رابطه معنی داری وجود داردکه شامل فرضیات فرعی به شرح ذیل میباشد:

– بین موقعیت جغرافیایی شعب و سودآوری رابطه معنی داری وجود دارد.

– بین امکانات و تجهیزات بروز و موجوددر شعب و سودآوری رابطه معنی داری وجود دارد.

– بین اندازه شعبه و سودآوری رابطه معنی داری وجود دارد.

8- بین عوامل انسانی و سودآوری رابطه معنی داری وجود داردکه شامل فرضیات فرعی به شرح ذیل میباشد:

– بین تعداد کارکنان و سودآوری شعب رابطه معنی داری وجود دارد.

– بین سطح تحصیلات  و اطلاعات بانکی کارکنان و سودآوری رابطه معنی داری وجود دارد.

– بین سن کارکنان و سودآوری رابطه معنی داری وجود دارد.

– بین سابقه کارکنان و سودآوری رابطه معنی داری وجود دارد.

فرضیه های شماره 7 و8 بر مبنای اطلاعات دریافتی از کارکنان بوسیله پرسشنامه و مصاحبه بررسی شده اند و مابقی فرضیه های ذکر شده علاوه بر پرسشنامه و مصاحبه  بر مبنای اطلاعات  وصورتهای مالی  و نسبت های واقعی شعب نیز سنجیده شده اند.