Posted on

تا امروز، ۴ مطالعه تاثیر ATT رو در افراد دارای تشخیص SAD در آزمایشگاه بررسی کرده­ان (امیر و همکاران، ۲۰۰۹؛ هرن و همکاران، ۲۰۱۱؛ هرن و همکاران، ۲۰۱۲؛ اسمیت[۴] و همکاران، ۲۰۰۹). در مطالعه­ اسمیت و همکاران (۲۰۰۹)، شرکت­کنندگان به شکل تصادفی در دو گروه ATT و کنترل قرار گرفتن. هر دو گروه ۸ جلسه­ی ۱۵ دقیقه­ای بر اساس الگوی اصلاح­شده­ی dot probe رو به شکل دوبار در هفته تکمیل کردن. در گروه آموزشی (ATT) افراد آموزش می­دیدن که توجهشون رو از چهره­های ناخوشایند دور کنن و به سمت چهره­های خنثی بر گردونن، در حالی که هیچ دستکاری توجهی در گروه کنترل نبود. شرکت کنندگان گروه ATT در مقایسه با گروه کنترل، یه هفته و چهار ماه پس از آموزش، کاهش معناداری رو در نشونه­ های اضطراب اجتماعی نشون دادن. هم اینکه اونا با احتمال بیشتری بدون ملاک­های تشخیصی SAD در آزمایش پس از درمان (۲۸% در مقابل ۸۹%) و پیگیری (۲۵% در مقابل ۶۴%) بودن.
اضطراب

نئوبار و همکاران ( ۲۰۱۳) اشاره می­ کنن که براساس اطلاعات ما، سه تلاش دیگه واسه تکمیل این یافته­ها وجود داردکه بدون­ها اشاره می­کنیم. امیر و همکاران (۲۰۰۹) یافته های خیره کننده مشابهی رو در گروهی از افراد گرفتار به ترس اجتماعی به دست آوردن. علاوه بر کار اسمیت و همکاران (۲۰۰۹)، اونا اثر آموزش روی یه اندازه جداگونه سوگیری توجه، به نام تکلیف پونسر[۵] (پونسر، ۱۹۸۰) رو هم مورد آزمایش قرار دادن. اینجا هم، آموزش منتهی به برگردوندن توجه از تهدید اجتماعی در گروه ATT شد. و در آخرً تحلیل­ها نشون دادن که تغییر در سوگیری توجه پس از درمان نسبت به قبل از درمان، با تغییر در نشونه­ های بالینی اضطراب اجتماعی ربط داره که دلالت بر این داره که این می ­تونه یکی از ساختار­های پایه ای کاهش نشونه­ های مشاهده­شده باشه.

تو یه طرح تا اندازه­ای متفاوت، هرن و همکاران (۲۰۱۲) هم پشتیبانی­هایی رو در جهت تاثیر ATT با بهره گرفتن از اندازه­های خودگزارشی، رفتاری و فیزیولوژیکی اضطراب به دست آوردن. نویسندگان از یه تکلیف تشخیص جستجو کننده بر اساس الگوی dot probe در ۴ جلسه استفاده کردن که در هر جلسه آزمون­های بیشتری نسبت به سه مطالعه­ای که دارای ۸ جلسه بودن، استفاده شد. ۵۷ فرد گرفتار به اضطراب اجتماعی به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتن و واسه توجه به چهره­های مثبت، تهدیدکننده یا هر دو نوع آموزش دیدن. آدمایی که واسه توجه به محرک­های مثبت آموزش دیده بودن، در مقایسه با دو گروه دیگه، نه فقط براساس اندازه­های خودگزارشی، بلکه براساس اندازه­های رفتاری و فیزیولوژیکی اضطراب اجتماعی هم به شکل معناداری بهبود پیدا کردن. هم اینکه اونا کاهش بیشتری رو در سوگیری توجه نسبت به دو گروه دیگه نشون دادن. این یافته های امیدوارکننده­ نشون می­دهد که آموزش توجه به سمت محرک­های غیرتهدیدکننده می ­تونه منتهی به تغییر در هر سه سیستم جواب هیجانی (رفتاری، شناختی، فیزیولوژیکی) بشه. بر خلاف کلامپ[۶] و امیر (۲۰۰۹) که به این نتیجه رسیده بودن که هر دو نوع آموزش به سمت تهدید و به دور از تهدید منتهی به کاهش اضطراب در جواب به یه سخنرانی در نمونه­ای از افراد مضطرب اجتماعی می­شه، هرن و همکاران (۲۰۱۲) دلایلی پیدا کردن مبنی بر اینکه جهت­گیری آموزش توجه می ­تونه تعیین­کننده باشه، هرچند هیچ مصاحبه­ی بالینی­ای واسه آزمایش نتیجه استفاده نشد و شرکت­کنندگان فقط دو هفته پس از درمان مورد پیگیری قرار گرفتن.

هم اینکه هرن و همکاران (۲۰۱۱) تاثیر و ساختار­های تغییر زیربنای ATT یه جلسه­ای رو واسه اضطراب اجتماعی مورد بررسی قرار داده­ان. محققان به این نتیجه رسیدن که به نظر می­رسد آموزش برگردوندن توجه از تهدید اجتماعی (بطور مثال چهره­های ناخوشایند) ساختار اصلی در ATT باشه که نقطه­ی مقابل آموزش توجه به محرک­های غیرتهدیدکنندهه. واسه تعیین تاثیر، جواب­های خودگزارشی و رفتاری به یه تکلیف سخنرانی در حضور یه عامل اضطراب­زای اجتماعی بررسی شدن. یافته ها نشون داد که شرکت­کنندگانی که به وسیله­ی یه تکلیف جستجو، آموزش دیده بودن که توجهشون رو از تهدید اجتماعی بر گردونن، در مقایسه با گروه کنترل و آدمایی که آموزش دیده بودن توجهشون رو به سمت نشونه­ های غیرتهدیدکننده معطوف کنن، نشونه­ های اضطرابی رفتاری و خودگزارشی کمتری رو نشون دادن. البته این مطالعه هم فقط تغییر در نشونه­ های خودگزارشی رو آزمایش کرده و شامل آزمایش پیگیری نبوده.

 

[۱]Heinrichs, N.

[۲] Li, S.W.

[۳] Learning Disorder

[۴] Schmidt, N. B.

[۵]Posner, M. I.

[۶]Klumpp, H.