دانلود پایان نامه ارشد درمورد دستور زبان، اطلاعات مربوط، رولان بارت

بنابراین ساخته های ذهنی پژوهشگر نباید در آن دخالت داشته باشد.
ج) از آنجایی که تحلیل محتوا کمی است، هدف اصلی تحلیل محتوا بازنمایی دقیق مجموعه ای از پیام می باشد (راجردی و دیگران، 1384، 217-218).
1-3-3 مراحل تحلیل محتوا
تحلیل محتوا نوعی بررسی اسناد و مدارک می باشد که ممکن است شخص پژوهشگر یا افراد دیگر به جمع آوری آن پرداخته باشند. ولی تحلیل و وارسی آن توسط شخص محقق انجام می گیرد که کلمات، عبارات، اسامی، بندها، تصاویر، موضوع ها یا هر جلوه ویژه ای که مورد نظر پژوهشگر است در برگه ثبت می گردد. باوجود تنوع اسناد و مدارک، از روش علمی برای تحلیل آن استفاده می شود. فرایند کلی عملیات تحلیل محتوا عبارت است از:
1- موضوع مورد مطالعه از قبل تعیین می گردد که می تواند لغات، جملات، عناوین اصلی مقالات و موارد مشابه آن باشد. به عنوان نمونه، پژوهش برای به دست آوردن بار ارزشی به کار رفته در یک مقاله انجام می گیرد.
2- بیان یک چارچوب که تئوری تحقیق بر آن مبتنی است. باتوجه به تئوری موجود، فرضیه ها به متغیرهای مرتبط با مفاهیم مشخص می گردد و با استفاده از روش مناسب برای متغیرهای مورد نظر و با اهدافی که بر آن مترتب می باشد، به تحلیل داده ها پرداخته می شود.
3- در نظر گرفتن وسیله ای برای اندازه گیری متغیرها. به عنوان مثال، تهیه فهرستی از واژگان کلیدی به قصد شمارش آن و به دست آوردن معانی که در آن واژگان قصد گردیده است.
4- تهیه و تنظیم ابزار جمع آوری اطلاعات باتوجه به موضوعی که قرار است پژوهش در آن انجام گیرد.
5- جمع آوری اطلاعات مربوط به طرح تحقیق. با در نظر گرفتن زمان مشخص و مکانی که قرار است عملیات در آن انجام گیرد. در ضمن لازم است به جمع آوری متن ها یا واژه هایی پرداخته شود که به طور عموم در مسأله مورد پژوهش کاربرد داشته باشد. پس از انجام مراحل فوق داده های جمع آوری شده به دسته های مختلف طبقه بندی می گردند.
6- پژوهشگر پس از جمع آوری اطلاعات، به تجزیه و تحلیل آن دسته از داده هایی می پردازد که با فرضیه تحقیق مرتبط می باشد تا بتواند نتایج موردنظر را به دست آورد (طالقانی، 1381، 96).
2-3-3 مقوله های تحلیل محتوا
در تحلیل محتوا می توان از مقوله های مختلفی سود جست. بنابراین تحلیل محتوا منحصر به مقوله خاص نمی باشد بلکه باتوجه به متن محور پژوهش، سلایق و توانایی محقق می توان از مقوله های مختلف استفاده نمود. در اینجا به عنوان نمونه به برخی از این مقوله ها اشاره می شود.
الف) مقوله از حیث ساختی: در اینگونه مقوله ها نظر پژوهشگر به شدت به بیانات یا عقایدی که در متن ابراز شده معطوف می باشد. مثلاً در تحلیل متن می توان به بررسی عواطف و میزان شدت خشم، بدبینی یا خوش بینی، که در رابطه با موضوع خاصی ابراز می شود، پرداخت تا به گرایش ها و شدت و ضعف آن پی برد.
ب) سبک شناسی متن: معمولاً اظهارنظرها با علائم و کلمات گوناگون صورت می گیرد. از این رو، می توان گفت: هر فرد سبک خاصی در کاربرد و نحوه استفاده از کلمات دارد بنابراین می توان از این طریق به قالب بندی سبکها پرداخت. مثلاً افراد در گفتارشان از کلمه من، ما، بنده، اینجانب، در نوشتار از کلمات مردم، اکثریت قریب به اتفاق مردم و واژگانی از این قبیل استفاده می کنند که بیانگر معنای خاصی است. می توان از طریق سبک شناسی به لایه های زیرین مقصود گوینده دست یافت.
ج) موضوع بندی مقوله ها: براساس معیاری خاص باتوجه به اهداف مترتب بر آن صورت می گیرد. مثلاً یک متن مذهبی را در مقوله های کلامی، فقهی، فلسفی و غیره می توان دسته بندی کرد یا یک سخنرانی سیاسی را می توان به سیاست داخلی، خارجی و اینگونه موارد دسته بندی نمود.
د) مقوله بندی ارزشی: در این نوع مقوله ها، هدف معطوف به قضاوتهای ارزشی گفتار، متن و به طور کلی پیامها می باشد. چنانچه بعضی از سیاستمداران، کلمات مردم سالاری، حکومت مردمی، آزادی سیاسی و عدالت محوری را در سخنان خود زیاد به کار می برند. باید توجه نمود که آنها کلمات را در جهت مثبت یا منفی به کار می گیرند یا میزان علاقه یا تنفر ایشان نسبت به این کلمات چه مقدار می باشد. از آن مهمتر باید به علاقه یا تنفر درونی سیاستمداران نسبت به واژگان پی برد تا از روی ظاهرسازی یا به خاطرمصلحت اندیشی سیاسی خود آنها را به کار نبرند (ساروخانی، 1382، 286- 290).
3-3-3 مزایای تحلیل محتوا
درمورد مزایا و نقاط قوت تحلیل محتوا می توان گفت که تحلیل محتوا از لحاظ هزینه و به لحاظ زمانی، نسبت به انواع دیگر تحقیقات بسیار مقرون به صرفه می باشد. به همین دلیل، هر پژوهشگر به راحتی می تواند به تحلیل محتوای یک موضوع بپردازد درصورتیکه تحقیقات پیمایشی به تنهایی و به راحتی برای او میسر نیست، برای تحلیل محتوا به تجهیزات زیادی نیاز نیست. محقق درصورت دستیابی به منابع و اطلاعات می تواند به تحلیل آن بپردازد.
از مزایای دیگر تحلیل محتوا این است که درصورت غفلت محقق در ایام انجام کار، به راحتی
می توان بخش مورد غفلت قرار گرفته را بازنگری نمود. در حالیکه، در تحقیقات میدانی درصورت وقوع اشتباه چه بسا عملیات به طور کلی نیاز به بازنگری داشته باشد. گاهی اوقات باتوجه به محدودیت زمانی و هزینه های گزاف، نمی توان به بازنگری دوباره موضوع پرداخت. از این رو، به ناچار باید از ادامه کار تحقیق دست برداشت. ویژگی دیگر تحلیل محتوا این است که زمینه اذیت یا مزاحمت دیگران نمی گردد؛ زیرا برای به دست آوردن اطلاعات، نیاز به مراجعه به مردم نیست بلکه بیشتر به تحلیل متون های مختلف پرداخته می شود. علاوه بر این، تحلیل محتوا سبب می شود که پژوهشگر از تعجیل در تفسیر متن خودداری کند. بنابراین، محقق را وادار می کند تا با دقت لازم به تفسیر و تحلیل مطالب بپردازد.
امتیاز دیگر تحلیل محتوا این است که به پژوهشگر اجازه می دهد تا به تحلیل مسائلی بپردازد که طی فرایند زمانی طولانی رخ داده است. از این طریق می توان تاریخ گذشته را مورد وارسی قرار داد. مثلاً می توان برخورد عربهای جاهلیت قبل از اسلام و پیامبر را درمورد زنان مقایسه نمود و به تحلیل ادبیات و اشعار اعراب جاهلی و احادیث پیامبر درمورد زنان و حقوق اجتماعی آنان پرداخت (ببی، 1381، 663).
4-3-3 معایب تحلیل محتوا
با همه مزایا و فوایدی که برای تحلیل محتوا بیان گردید، طبیعی است هر روش تحلیل داده های اجتماعی معایبی نیز دارد. بنابراین تحلیل محتوا نیز از این قاعده مستثنی نیست. ازجمله معایب تحلیل محتوا عبارتند از :
1- در تحلیل محتوا برخی از روشها مانند تحلیل ارزیابی، بسیار سنگین و دشوار و نیاز به کار و فعالیت زیادی دارند. باید زمان لازم برای اجرای آنها را در نظر گرفت و در سازگاری آن با تحقیق تلاش لازم را نمود.
2- کاربرد تحلیل محتوا هرچند دامنه وسیعی را در بر می گیرد، ولی در هر مورد وضع کار تفاوت
می کند، باید از روشی خاص بهره برد. از اینرو محقق به محدودیت در کاربرد روشها برخورد می کند.
3- محدودیت دیگر تحلیل محتوا، فقدان برخی پیامهایی است که با موضوع تحقیق در ارتباط می باشند مثلاً بسیاری از شخصیت ها بسیار اندک در رسانه های جمعی پوشش داده می شوند. لذا دسترسی به آنها دشوار می باشد (همان، 774).
4-3- تحلیل نشانه شناختی
روش تحقیق در این مقاله تحلیل متن با استفاده از تکنیک نشانه شناسی است. چنانکه آسا برگر می گوید (1379)، تحلیل نشانه شناختی نوین با کار زبان شناسی سوئیسی، فردینان دوسوسور (1857-1913) و فیلسوف آمریکایی، چارلز ساندس پیرس (1839-1914) آغاز می شود.
سوسور به عنوان درسهایی در زبان شناسی همگانی که نخستین بار پس از مرگش در 1915 منتشر شد از امکان تحلیل نشانه شناختی سخن گفته بود. این کتاب حاوی بسیاری از مفاهیمی است که می توان درمورد نشانه ها به کار برد… تقسیم نشانه به دو عنصر دال یا آوا – تصویر و مدلول یا مفهوم و پیشنهادهای او دایر بر اینکه رابطه میان دال و مدلول اختیاری است در تکامل نشانه شناسی اهمیت اساسی داشت. از سوی دیگر پیرس نیز توجه خود را بر سه بعد نشانه ها متمرکز کرد، یعنی ابعاد سه گانه تصویری، اشاره ای و نمادین و از این رو نهضتی آغاز شد و تحلیل نشانه شناختی در سراسر جهان گسترش یافت. مهم ترین کار در پراگ و روسیه در آغاز قرن بیستم انجام شد. در این هنگام، نشانه شناسی در فرانسه و ایتالیا در نتیجه کارهای با اهمیت نظری و کاربردی رولان بارت و امبرتو اکو و بسیاری دیگر کاملاً تثبیت شده بود (آسا برگر، 1379، 16).
توجه ما در نشانه شناسی به این نکته خواهدبود که “چگونه معنا خلق و منتقل می شود. گام اساسی برای پیشرفت نشانه شناسی تلقی زبان شناسی همچون الگو و تعمیم مفاهیم این علم به پدیده های دیگر غیر از زبان (متن) است. در واقع، ما با متن همچون زبان برخورد می کنیم که در آن، روابط میان چیزها از خود آن چیز مهم تر است. نشانه ها و روابط دو مفهوم کلیدی تحلیل نشانه شناختی هستند” (همان، 19-20).
متن ها مثل فیلم، برنامه های تلویزیونی، فیلم های تبلیغاتی و غیره مثل زبان اند و قوانین
زبان شناسی را می توان بر آنها هم اعمال کرد. زبان ما را قادر می سازد که اطلاعات، احساسات، افکار و چیزهای مشابه دیگر را با هم مبادله کنیم و این کار را با ایجاد نظام ها و قواعدی که مردم به یادگیری آنها می پردازند انجام می دهیم. چنانکه برای نگارش و سخن گفتن دستور زبان وجود دارد، برای انواع متن همچنین انواع رسانه ها هم دستور زبانی موجود است (همان، 28). علم نشانه شناسی می خواهد نشان دهد که چگونه معنی با به کارگیری نشانه ها پدید می آید و منتقل می شود.
5-3- ابعاد متفاوت نشانه شناسی تصویر
در نشانه شناسی تصویر سینمایی به شیوه های متفاوت می توان تصویر را بررسی کرد. این شیوه ها را می توان در 3 دسته کلی خلاصه کرد:
دسته اول تحلیل رمزهای فنی سینمایی و درک معانی نشانه شناختی آنها است. این تحلیل شامل بررسی رموز فنی مثل اندازه نما، نوع عدسی، زاویه دوربین، سطح دوربین، ترکیب بندی تصویر و امثال آن است.
دسته دوم شامل رمزگان فرم است که عمدتاً نشانه های موجود در تصویر را در بر می گیرد. رمزگان فرم شامل صحنه پردازی، وسایل صحنه، ارتباطات غیرکلامی، رمزهای لباس و مانند آن است. همه این رمزها به دو وظیفه طبیعی سازی و آشنایی زدایی عمل کرده و متن را برای مخاطب معنادار می سازد.
دسته سوم تحلیل های محتوایی است که از رابطه میان نشانه ها استفاده می کند. این دسته شامل تحلیل های همنشینی و جانشینی، بینامتنی و بررسی استعاره ها و کنایه های موجود در تصویر است. هر کدام از تحلیل های ذکر شده برای درک معنای پیام دارای اهمیت است، اما به کارگیری همه آنها در این مقاله به علت محدودیت صفحات میسر نیست. بنابراین، تأکید این مقاله بر دو دسته اول از تحلیل هاست و سعی می شود با مطالعه آثار حاتمی کیا به ترتیب زمانی ساخت، تصویری کلی از جامعه متحول مورد اشاره او در این آثار به دست آید.
هر نشانه آشکار سینمایی (دیداری، شنیداری، گفتاری و …) همانند دالی است که مدلول آن مفهوم ویژه ای را در یک سطح یا بیش از آن به دست می دهد. عناصر و مواردی که درباره بیان تصویری اثر به آنها پرداخته ایم عبارتند از رمزگان فنی و رمزگان فرم (سلبی و کاودری، 1380، 23-85).
6-3- رمزهای فنی سینمایی
این دسته از رمزها ویژه سینما و تصویر سینمایی است اگرچه برخی از آنها درباره دوربین عکاسی هم صادق است. در جدول زیر رمزها به منزله دال و معانی نشانه شناختی آنها به مثابه مدلول معرفی می شوند:
دال : مدلول
اندازه نما:
نمای بسیار درشت: عاطفه، احساس، لحظه حیاتی، کنکاش.
نمای درشت: نزدیکی، صمیمیت، فضای خودمانی، تأکید، جلب توجه.
نمای

دیدگاهتان را بنویسید