مقاله درباره بهره بردار، توسعه شهر

سطح زیاد، جنگل به چندین قطعه کم و بیش مساوی تقسیم شده و در هر کدام برشهای انتخابی در هر سال انجام میپذیرد، به طوریکه در تمام جنگل در طی یک مدت از سال که سیکل برش نامیده میشود عملیات برش صورت میگیرد. ضمنا” این سیکل معادل تعداد قطعات میباشد. اگر این سیکل خیلی کوتاه باشد، در سطح بیشتری باید عملیات برش انجام شود که در این صورت فواید پرورشی سیستم انتخابی شامل پاک کردن و تنک کردن به خوبی انجام میگیرد اما عملیات پراکنده شده و هزینه این عملیات افزایش مییابد. حال اگر سیکل طولانی باشد مستلزم انجام عملیات در سطوح کوچک می باشد، گرچه از لحاظ اقتصادی و مناسب بودن زادآوری گونههای بذر سبک در فضاهای به وجود آمده در مناطق بزرگ، مقرون به صرفه است، اما فواید پرورشی خیلی کاهش یافته به طوریکه تجمع درختان بزرگ پراکنش صحیح طبقات قطری را بر هم زده و ویژگی جنگل تکگزینی نرمال را از بین میبرد. در اروپا، سیکل برش عموما” بیش از 10 سال نیست واغلب هم کمتر میباشد (ماتیو، 1991) .
از نظر تئوری، برش تکگزینی سه هدف زیر را هم زمان دنبال میکند (ماتیو، 1991) :
1- انجام عملیات پرورشی
2- بهرهبرداری پایههای رسیده به نحوی که نهالهای جوان را جایگزین آنها نموده و به تدریج درختان مزاحم بر لکههای نهالی را حذف نمود.
4- طبیعی نمودن توده با هدایت آن به سوی هدفی که از پیش تعیین شده است.
باید یادآور شد که ساختار تکگزینی واقعی، عبارت از ساختاری است که درآن درختانی با سنین و طبقات قطری مختلف، با شکلی مشخص دریک قطعه ودرمجاورت یکدیگر حضور دارند. در ساختار تکگزینی، استقرار ممکن است به صورت پایه به پایه باشد. در این ساختار استقرار گروهی یا دستهای نیز در صورتی امکانپذیر است که دریک قطعه، تودههای کوچکی با سنین متفاوت، در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند. منظور از گروه یا دسته، توده کوچک همسالی است (سا ختار منظم ) که سطح بسیار کوچکی را نسبت به سطح کل توده اشغال مینمایند(ماتیو، 1991) .
از مزایای این شیوه می توان به زاد آوری طبیعی، امکان تولید چوبهای قطور، برنامهریزی ساده، امکان ذخیره چوب، بهترین حالت حفاظت جنگل، تولید مستمر در سطوح کوچک و عملیات پرورشی ساده و با هزینه کم و از معایب آن به مشکل بودن بهرهبرداری و محدود بودن مکانیزاسیون، عدم امکان تولید چوبهای بلند، پرورش گونههای نورپسند مشکل و در مواردی غیر ممکن و عدم قابلیت اجرا در تمام شرایط اشاره نمود. به طورکلی ایجاد جنگلهای تکگزینی در شرایط زیر قابل اجرا است(ماتیو، 1991) :
1- وجود درختان مناسب (درختان سایه پسند مانند راش، نراد)
2- ساختار تودههای جنگلی مناسب برای ایجاد جنگلهای تکگزینی باشد (وجود تودههای ناهمسال)
3- حفاظت وحمایت جنگل اهمیت زیادی داشته باشد.
4- مسأله بهرهبرداری از سطوح کوچک جنگل مطرح باشد.
5 – نیروی کار به مقدار کافی وجود داشته باشد .
1-8- جنگلهای هیرکانی
جنگلهای هیرکانی باقیمانده جنگلهای دوران سوم زمین شناسی (ترشیاری84) میباشند. این جنگلها دارای یکی از غنیترین فلورهای کشور هستند که تقریباً دارای 80 گونه درختی و 50 گونه درختچهای به صورت بومی میباشند. این جنگلها از نظر ظاهری شباهت زیادی به جنگلهای مخلوط پهنبرگ اروپای مرکزی دارند ولی از نظر تعداد و تنوع گونه بسیار غنیتر هستند (مروی مهاجر، 1385). در فلور این جنگلها گونههایی از مناطق Euxinian-Caucasian و همچنین مجاور شمالی85 را میتوان یافت. در واقع جنگلهای شمال یادگار قدیمی نیمهنمرست86 از زمان ترشیاری(مربوط به دوران سوم زمین شناسی) است. وجه تمایز فلور مجاور شمالی با فلور جنگلهای شمال مربوط به گونههای Parrotia persica، Quercus castaneifolia ،Acer velutinum میباشد که مربوط به جنگلهای شمال است(مصدق، 1384). مساحت این جنگلها در گذشته در حدود 5 میلیون هکتار برآورد میشود که با توسعه شهرها و روستاها این مساحت در اوایل قرن جاری به 6/3 میلیون هکتار بالغ میشد. با شروع تجارت چوب و بهره برداری از جنگلها، این جنگلها مورد تخریب شدید قرار گرفته بهطوریکه امروزه حدود 9/1 میلیون هکتار جنگل در این منطقه باقیمانده است که از این مقدار فقط 2/1 میلیون هکتار جزو جنگلهای تجارتی محسوب میشود (مروی مهاجر، 1385). بستر جنگلهای شمال در دو منطقه تکتونیکی فرونشست جلگهای و منطقه کوهستانی قرار دارد. با توجه به نقشههای زمین شناختی بخش وسیعی از منطقه را رخسارههای سنگی مربوط به دوران دوم (مزوزوئیک87) تشکیل میدهد. این سنگها در مقابل حرکتهای تودهای نظیر لغزش، رانش و فرسایش سطحی بسیار حساس هستند. مناطق محدودتری از این جنگلها نیز متعلق به دورانهای دیگر زمینشناسی است. منطقه جلگهای نیز از رسوبات دوران چهارم زمینشناسی انباشته شده است (خطیبی ، 1383). از نظر خاکشناسی خاکهای جنگلهای شمال کشور اغلب تحول یافته و از نظر تیپ شامل خاکهای راندزین، قهوهای جنگلی و رانکر در ارتفاعات بالاست. سنگ مادری اغلب آهکی ژوراسیک و کرتاسه و در قسمتهایی ماسه سنگ و لومی میباشد. خاکهای مناطق جنگلی غالباً هیدرومورف و آبرفتی هستند (مروی مهاجر، 1385).
اقلیم این منطقه یک اقلیم مرطوب با بارندگی متوسط 1000 میلیمتر است. پراکنش بارندگی در طول سال منظم نیست و بیشترین مقدار آن در بهار و پاییز است. میزان بارندگی با افزایش ارتفاع از سطح دریا افزایش مییابد و به نظر میرسد که در ارتفاعات بالا دوباره کاهش مییابد. این مناطق دارای دوره خشکی کوتاهی نیز میباشند. طول دوره خشکی از غرب به شرق افزایش مییابد و به طور متوسط طول دوره خشکی در غرب یک ماه، مرکز دو ماه و در قسمتهای شرقی گاهی به 3 ماه در سال میرسد. فصل خشک بیشتر مختص قسمتهای قشلاقی یا جلگهای است و اکثر مناطق جنگلی شمال (حدود 1000 متر و بالاتر) عملاً فاقد فصل خشک میباشد. درجه دما متوسط سالانه بین 15 تا 18 درجه سانتیگراد است و برف در راشستانها اکثراً وجود دارد و ارتفاع آن گاهی به بیش از یک متر میرسد (مروی مهاجر، 1385).
با یک نظر اجمالی میتوان جنگلهای کرانه دریای خزر را به صورت زیر تقسیم کرد:
2000 تا 3000 متر ارتفاع از سطح دریا
Carpinetum orientalis
750(1000) تا 1600(2300) متر
Fagetum hyrcanum
400 تا 800 متر
Parrotio carpinetum
50 تا 400 متر
Querco carpinetum
20 تا 50 متر
Querco buxetum
لازم به ذکر است که این اعداد تا حدودی تقریبی هستند و با شرایط محلی تا اندازهای فرق میکنند. در بین این جوامع جامعه Fagetum hyrcanum از ارزندهترین جوامع جنگلی به شمار میآیند و در شرایط فعلی ترکیب این جنگل به صورت تک گزیده نامنظم است. این جنگلها اصولاً انبوه بوده و ارزش اقتصادی فراوانی دارند. گونه راش ایران از قسمت شمال غرب به جامعه راش ترکیه و قفقاز متصل است و تا ایالت ماسدونی در کشور یوگسلاوی سابق ادامه دارد(مصدق ، 1384).
فصل دوم – پیشینه تحقیق
2-1- حفرههای تاجپوشش و زادآوری
گودرزی (1375) با مطالعهای که در طرح جنگلداری بنفشه گرگان صورت داد به این نتیجه رسید که در پلاتهای با تاجپوشش (30-10 درصد) تعداد نهالهای زادآوری شده کم میباشد و با افزایش تاج پوشش تا60 درصد زادآوری افزایش یافته و بعد از آن کاهش مییابد.
شقاقی (1375) در بررسی نتیجه اجرای شیوه تکگزینی در راشستان منطقه جمند مناسبترین سطح حفره را برای استقرار زادآوری 800-100 متر مربع بدست آورد و نشان داد که با افزایش سطح حفره به علت هجوم تمشک حضور انواع نهالها کاهش مییابد.
عباسی(1380) درراشستانهای سری الندان- ساری نشان داد که حفرههای بزرگ ایجاد شده در جنگل باعث کاهش زادآوری راش و افزایش گونههای دیگر میشود.
موسوی و همکاران (1382) در تحقیقی در حفرات بهجایمانده از برش پناهی در راشستان حوزه گلبند شهرستان نوشهر نشان دادند که فراوانی راش در حفرات کوچک (200- 100 ) و متوسط (500-400) بیشتر از فراوانی آن در حفرات بزرگ (1100-900) متر مربعی میباشد.
دردی تکه و همکاران (1382) در بررسی خود برروی حفرات حاصل از برشهای تکگزینی پایهای و گروهی به این نتیجه رسیدند که نهالهای مستقر شده در برش پایهای شادابتر بوده و از کمیت و کیفیت برتری برخوردارند.
موسوی و همکاران(1382) برای تعیین اندازه سطح حفره تاج پوشش برای بهبود زادآوری راش حاصل از برشهای پناهی در دانگ رادآوری سری یک طرح جنگلداری شوراب(حوزه گلبند) از میکرو پلاتهای 1×1 مترمربعی استفاده کردند و نتایج نشان داد که با افزایش سطح حفره، تعداد نهالهای راش کاهش و بر عکس نهالهای افرا افزایش یافت.
نتایج تحقیق دلفان اباذری و همکاران (1383) در خصوص بررسی سطوح زادآوری و وضعیت کمی نهالهای استقرار یافته در قطعه شاهد جنگلهای کلاردشت(طرح لنگا) نشان داد که در تودههای طبیعی دخالت نشده راش، بیشترین فراوانی به حفرههایی مربوط است که حداقل 2 اصله درخت افتاده داشته (متوسط 552 متر مربع) و کمترین فراوانی مربوط به حفرههایی (متوسط 1200-1700 متر مربع) است که بیش از 4 اصله درخت افتاده داشته است.
نتایج تحقیق طبری و همکاران(1384) در خصوص احیای حفرههای تجدید حیات نشده راش در سنگده در قالب سه حفره 50، 200 و 600 متر مربعی با کاشت نهالهای جنگلی و نهالستانی نشا ن داد که نرخ زندهمانی در دوره های یک ساله و دو ساله هر یک از دو نهال با افزایش مساحت حفره کاهش می یابد.
بررسیهای شهنوازی و همکاران (1384) در ارزیابی کمی و کیفی زادآوری در حفره های ایجاد شده در راشستانهای گلبند(سری جمند) نشان داد که در بعضی حفرهها تجدید حیات به نحو مطلوب مستقر شده ودر بعضی از حفرهها به جای زادآوری با توجه به شرایط مختلف گیاهانی نظیر تمشک استقرار یافته است و با افزایش سطح حفرهها از تعداد نهالها در واحد سطح کاسته میشود و به عکس بر ارتفاع نهالها افزوده میشود.
امان زاده و همکاران(1385) جهت بررسی زادآوری راش در حفرههای طبیعی جنگلهای اسالم از میکروپلاتهای 1×1 متر مربعی استفاده کردند و مشاهدات نشان داد که با افزایش سطح از تعداد نهالهای راش و تا حدودی ممرز کاسته میشود اما فراوانی گونه افرا با اندازه حفره ها از نظر آماری معنیدار نبود.
گلیج و همکاران (1386) با بررسی کمی زادآوری در حفرههای ایجاد شده در شمشادستان مسکلی به این نتیجه رسیدند که منا سبترین سطح برای برش تکگزینی در چنین جنگلهایی تا 300 متر مربع میباشد و زادآوری در حفرههای بزرگ (400-600) متر مربع محدود میشود ولی در حفرههای کوچکتر که عموماً به صورت تکدرخت انجام شده است از شرایط بهتری برخوردار است.
نتایج مطالعه متاجی و همکاران(1387) در مورد الگوی مکانی حفرههای تجدید حیات راش شرقی نشان داد که فراوانی حفرهها در واحد سطح در منطقه مدیریتشده در مقایسه با منطقه مدیریتنشده بیشتر بوده و با توجه به متوسط سطح حفره در منطقه مدیریتشده (235 متر مربع) و مدیریتنشده(201 متر مربع) ،حفرههای تجدیدحیات در منطقه مدیریتشده 9 درصد و در منطقه مدیریتنشده 4 درصد از کل منطقه را شامل میشود.
امان زاده و همکاران(1387) در بررسی آمیختگی و انبوهی زادآوری طبیعی راش در سلولهای ایجاده شده در طرح آزمایش دانهزاد ناهمسال به این نتیجه رسیدند که بین سطح حفرهها، فراوانی و همچنین تنوع نونهالها اختلاف معنیداری وجود ندارد.
ثاقب طالبی (1995) در بررسی تأثیر حفرات تاجپوشش بر نهالهای راش اروپایی به این نتیجه رسید که د

دیدگاهتان را بنویسید