منبع پایان نامه درباره تقسیم کار، وجدان جمعی، ارتکاب جرم

حسابداری
تقلب در میان دانشجویان حسابداری چیز جذاب تری برای بررسی می باشد زیرا حرفه حسابداری برای بخش های متفاوتی حیاتی می باشد که با گزارش ها و پژوهش های حسابداری ارتباط دارند . اسمیت وداوی وز نبرگ و هایت (2002) رفتار های متقلبانه را در میان 606 کلاسهای آموزشی حسابداری بررسی کرده اند . تاثیر متغیر ها ی متفاوت برروی احتمال تقلب آتی را بررسی کرد ه اند این متغیرها خصوصیات جمعیت شناسی و نگرشی تمایل به رفتار های تقلبی بی طرفانه (خنثی ساز ) تاثیر موانع درون کلاسی و رفتار تقلبی پیشین گزارش شده را شامل می شوند . نتایج حاصله نشان می دهند که تاثیرات اولیه بر روی تقلب آتی موانع درون کلاسی تقلب پیشین و درجه ای راشامل می شوند که به یکی از رفتار های تقلب پیشین بی طرفی مربوط می شوند . هم چنین عملکرد علمی دارای یک تاثیر منفی بر روی تقلب آتی می باشد که از طریق تاثیر گذاری منفی در رفتا رهای خنثی شده روی می دهد . و اساتید دانشجویانی را با نمرات کم تست اولیه همانند یک شیوه ای برای کاهش نیاز به در یافت تقلب برای کسب موفقیت دانشجویان مورد توجه قرار می دهند .در مطالب کسب شده متغییر ها ی متفاوت دلایلی را مورد توجه قرار داده اند که تقلب را افزایش می دهند موضوعات درسی نامربوط وکیفیت آموزشی ضعیف وفقدان ارتباط میان تکالیف درسی و موضوعات درسی برخی از این متغییر ها هستند . برخی محققان معتقدند که وقتی متقلبان با مجازات های کم اهمیت رو به رو می شوند اگر چه تک تک اساتید و اعضای هیئت علمی دانشگاه توجه خیلی کمی به کژ رفتاری علمی دارند که دانشجویان مرتکب می شوند آن سبب می شود که تقلب کار احمقانه ای بنظر نرسد .
2-15-تقلب از دیدگاه زیست شناسان، روانشناسان و جامعه شناسان
2-15-1ـ تبیین‌های زیست‌شناختی
در تبیین‌های زیست‌شناختی، کانون اصلی توجه، ویژگی‌های فردی افراد و سطح تحلیل آنها عمدتاً فردی است. این ویژگی آنها در حوزه دیدگاه های خود قرار می‌دهد که در باب آسیب‌های اجتماعی، پاسخ به دو پرسش زیر را هدف خود می‌دانند:
1ـ چرا افراد کجروی می‌شوند؟
2ـ چه چیزی افراد را کجروی می‌سازد؟
تبیین‌های زیست‌شناختی معمولاً بر یکی از متغیرهای جسمی ـ زیستی1 زیر تأکید دارند که می‌تواند زمینه‌ساز زیستی اینگونه رفتارها باشد و بعدها در خلال کنش‌های متقابل دراز مدت محیطی و اجتماعی، به گونه‌هایی خاص از رفتار کجروانه بدل شود: آسیب‌پذیری‌های ژنتیک، اضافات کالبدی2، یا تعیین کننده‌های جسمی و ساختی3 (شکل بدن)، ناهنجاری‌های کروموزومی، بی‌قاعده‌گی‌های زیست‌ شیمی4 و . . . آنها مواردی مانند نقص جسمی، عیوب ظاهری اندام (زیستی و زیبایی، نقص خلقت)، ساختمان جمجمه، کروموزوم اضافی، وضعیت خاص ژن‌ها، جنس، سن، نوع خون، وضع مزاج، ضعف، قدرت سوابق بیماری، وضع ترشح فرد و حتی نژاد را علت کجروی می‌دانند و در روایت‌‌‌های متأخر خود، جایگاه مناسبی را نیز برای آثار متغیرهای محیطی و اجتماعی قائل شده‌اند.
امروزه، ترجیحات زیستی کجروی شدیداً مورد انتقاد است. اما این ایده که کجروی از ساختمان زیستی تأثیر می‌پذیرد، مکرراً و در تعابیر گوناگون بیان و شواهدی تجربی در تأیید آن ارائه می‌شود. بعضی از تبیین‌های تجربی زیستی جرم عبارتند از:
– نظریه بازپیدایی ژنتیکی سزار لامبروزو5 (اتاویسم6)
ـ نظریه سنخ‌بندی کالبدی7 ویلیام ا. شلدون8
ـ نظریه ناهنجاری کروموزومی کلاین فلتر9.
ـ نظریه لذت‌جویی و دردگریزی آیسنک (سلیمی و داوری، 1386: 302ـ285).
2-15-2- تبیین‌های روان‌شناختی
بر تفاوت‌های فردی افراد که براساس عوامل روان‌شناختی نظیر هوش و نوع شخصیت تعیین می‌شود، تمرکز نموده‌اند. روان‌شناسان هر فرد را همچون شخصیت منحصر به فردی می‌دانند که راه یافتن ریشه‌ها و عواملی که فرد را مستعد رفتار انحرافی می‌کند، شناخت ویژگی‌های فردی از نظیر اختلالات شخصیتی، خشم، اضطراب، افسردگی، لذت‌جویی، کم‌هوشی و تعلق خاطر به دیگران است، با ابداع آزمون‌های هوش، تبیین‌های جرم و بزهکاری و جنبه روانی رفتار متمرکز شده است. علاوه بر تأکید روان‌شناسان به دنبال یافتن ارتباط بین جرم یا نوع خاصی از شخصیت، نظیر شخصیت «روان‌رنجور» بوده‌اند. با آغاز قرن بیستم، رویکرد روان‌شناختی جرم توسعه یافت. برخی از عوامل اساسی رویکرد روان‌شناختی شامل مفاهیمی چون عقب‌افتادگی ذهنی، بیماری روانی و پیکربندی شخصیت می‌شود که موجب ارتکاب جرم می‌شود (رحیمی و ادریسی، 1389).
نمونه‌هایی برجسته از این تبیین‌ها که براساس همین کانون‌های توجه دسته‌بندی شده‌اند عبارتند از: دیدگاه‌های روان پویایی10، الگوهای روان‌کاوی11، نظریه دلبستگی12.
2ـ15-3ـ تبیین‌های جامعه‌شناختی
2ـ15ـ3-1ـ رویکرد کارکردی ـ ساختی
تئوری‌های کارکردی ـ ساختاری در این نکته هم داستانند که باید رخدادهای جامعه را «از نقطه نظر نظام اجتماعی» و پایبندی افراد به صول و قواعد و بقای آن نگریست و براساس آن تعیین کرد که افراد طبق آن قواعد عمل می‌کنند یا نه. وانگهی آنها فرض را بر آن قرار می‌دهند که نوعی وفاق درباره رفتارهای صحیح وجود دارد و همچنین وفاق موجب ثبات اجتماعی می‌شود. تأکید تبیین‌های ساختی بر آن است که نظام اجتماعی، موجودیتی یکپارچه و واحد دارد که پیش از هر چیز بر نوعی وفاق ارزشی و هنجاری در میان بخش‌های عمده جامعه استوار است. این وفاق در عین حال دارای نوعی ویژگی‌های کارکردی در جهت محافظت از انسجام جامعه است. و بر همین اساس، اکثریت قریب به اتفاق افراد را از علایق و انگیزه‌هایی مشابه و سو گرفته در همان جهت برخوردار می‌سازد. این تبیین‌ها شکل‌گیری کجروی و جرم را معلول انواعی از «ترتیبات اجتماعی غیر کارکردی» در درون ساختارهای جامعه می‌دانند که فرصت‌هایی کاملاً متفاوت را برای به کار گرفته شدن استعدادهای افراد در راههای شروع اجتماعی پدید می‌آورد. و در بسیاری موارد نیز بسیاری را از فرصت‌های در خور توجه محروم می‌کند. آنها مدعی‌اند این وضع، تفاوت‌هایی را در عمل، میان آرزوها و سوداهای افراد و فرصت‌ها و ابزارهایی را که برای نیل به این آرزوها در اختیار دارند، موجب می‌شود. این تفاوت‌ها، کنش‌ها و فشارهایی را بر قشرهای محروم از فرصت وارد می‌آورد و آنان را به ارتکاب جرم رهنمون می‌شود. براین اساس ساختارگرایان همت خود را مصروف یافتن گونه‌هایی متفاوت این ترتیبات غیر کارکردی (مانند تحصیلات ناکافی، ناملایمات اقتصادی یا بی‌سازمانی اجتماعی، می‌سازند (سلیمی و داوری، 1386: 321).
در سطور زیر برخی از گونه‌های متفاوت این تبیین‌ها را با بررسی مفاد نظریه‌ها و یافته‌هایی را که مطابق با ماهیت پژوهش حاضر می‌باشد، مورد بررسی قرار می‌گیرد.
2-15-3-2ـ نظریه آنومی13
امیل دورکیم14، جامعه‌شناس بزرگ فرانسوی و بنیانگذار جامعه‌شناسی، علت همه رفتارهای غیر مادی را در محیط اجتماعی جستجو می‌کند و در نهایت اعتقاد دارد که جرم یک پدیده طبیعی ـ اجتماعی است. او می‌گوید: در هر جامعه‌ انسانی جرم بروز می‌کند. پس جرم ملازم با زندگی اجتماعی است. به عبارت دیگر، جرم یک پدیده طبیعی ـ اجتماعی است. بنابراین بر طبق عقیده‌ وی باید علت‌های آنرا در میان کارکرد ساخت‌های اجتماعی جستجو کرد، نه در حالت‌های روانی فردی و یا محرکه‌های مربوط به آن. بر طبق نظریه وی کارکرد ساخت‌های اجتماعی از خارج بر فرد تحلیل می‌شوند و به وسیله وجدان فردی نشو و نما می‌نماید. وی معتقد است که همه جوامع دارای جرائم مختلف هستند و این امر او ناشی از کارکرد ساخت‌های خود جامعه است. ولی هنگامی که جرائم از یک نسبت معین تجاوز می‌کنند، می‌توان گفت که بیماری اجتماعی پدید آمده و آن وقت پدیده مربوط را می‌توان «غیر عادی» تلقی کرد. این امر بدان معنی است که چنین جامعه‌ای دیگر نمی‌تواند برخی از افراد خود را طبق معیارهای موجود بار آورد و موقعیت‌های آنها را به حد معقول ارتقاء دهد (مساواتی آذر، 1383: 17).
از نظر دورکیم وجود قوانین و هنجارها نشان دهندۀ وجود اخلاقیات مشترک در جامعه است. از نظر او نمی‌توان گفت عملی به این علت که جنایتکارانه است، جریحه‌دار کننده وجدان جمعی است. بلکه برعکس باید گفت عملی که وجدان جمعی را جریحه‌دار می‌کند، جنایتکارانه تلقی می‌شود. ما اعمال را به علت جرم بودن محکوم نمی‌کنیم. بلکه چون ما آنرا محکوم می‌کنیم، جرم هستند (دیلینی، 1387: 157).
برنامه تحقیقی دورکیم و جان کلام آثار او، به سرچشمه‌های سامان و بی‌سامانی اجتماعی و نیروهایی مربوط می‌شوند که تنظیم یا عدم تنظیم هیئت اجتماعی را موجب می‌شوند (کرایب، 1384: 135).
جامعه سنتی از دیدگاه دورکیم دارای انسجام مکانیکی یا خود به خود بود. یعنی ساختی که متشکل از اجزاء کم و بیش هم‌شکل است. در این ساخت تقسیم کار ساده است، اما یگانگی گروهی قوی است. قانون جوامع سنتی سرکوبگر است که بر مبنای وفاق اجتماعی پدید می‌آید. وجدان جمعی کار نظارت اجتماعی غیر رسمی را عهده‌دار است. حقوق و وظایف افراد معین هستند. دورکیم می‌گوید که افراد در جوامع سنتی قربانی ستم گروهی هستند، یعنی فردیت تحت تسلط روح جمعی قرار دارد و به هیچ وجه امکان رشد نخواهد داشت. بنابراین در این شکل از انسجام کج رفتاری یعنی نقض هنجار به ندرت اتفاق می‌افتد و با سرکوب شدید از جانب جامعه همراه است. در این شرایط قانون نوشته شده وجود ندارد. به محض اینکه قوانین نوشته شوند یعنی لزوم یک راه‌حل قطعی‌تر وجود دارد. دقیقاً زمانی که انسجام مکانیکی تضعیف گردد، یعنی توسعه آنچه دورکیم کارکردهای تخصصی می‌خواند، کارکردها و تخصص‌های جدید در تقسیم کار ارگانیک شکل می‌گیرند. هریک از افراد حوزه عمل خاص خود را دارند. بنابراین روح جمعی بخشی از جهان فرد را رها می‌سازد تا تخصص‌ها رشد کنند. در انسجام مکانیکی که نقش‌ها تخصصی نیستند، رابطه‌ای نزدیک میان خصایص ارثی و فردی وجود دارد، اما در انسجام ارگانیک با تقسیم کار تخصصی باید خصایص و استعدادهای ذاتی پرورش یابد.
اما با ضعیف شدن روح جمعی و آزاد شدن فرد از سلطه آن زمینه‌های دیگری شکل می‌گیرند که امکان کج رفتاری را پدید می‌آورد. دورکیم معتقد است که اقتدار اخلاق در یک جامعه تا جایی برای مردم قابل قبول است که این اخلاق با شرایط مادی زندگی مطابقت داشته باشد. به عبارت دیگر، اقتدار اخلاقی درصورتی اعتبار خواهد داشت که برای افرادی که درگیر فعالیت در جامعه همواره در حال تغییر و تحول هستند، با معنی باشد. حال اگر افراد با انسجام نقش‌هایی گردند که با استعدادهایشان مطابقت نداشته باشد، وضعیت آنومیک پیش می‌آید. در شرایط آنومیک که بیماری جامعه مدرن است به علت تضعیف هنجارها، زمینه‌ مناسب کج‌رفتاری فراهم می‌شود. بنابراین دورکیم به تحولات سریع اجتماعی در انسجام ارگانیک توجه دارد و با تقسیم کار اجباری که در انسجام ارگانیک پدید آمده مخالف است. گسترش تقسیم کار و تضعیف روح جمعی در عین حال که میزانی از آزادی به انسان می‌دهد، اما می‌تواند خطرات دیگری را در پی داشته باشد و آن سلطه خواست‌های بی‌انتهای فرد است.
منبع اصلی کج‌رفتاری در انسجام ارگانیک دو بعد دارد؛ اول شرایط آنومیک که در اثر تغییر و تحول سریع به وجود می‌آید و شرایطی است که اخلاق اجتماعی دچار حالت اغتشاش شده باشد، یعنی ارزش‌های اخلاقی با شرایط مادی جدید زندگی مطابقت نداشته باشد و روح جمعی نتواند تمایلات بشر را منظم کند. بعد دیگر آن گسترش اهمیت فردگرایی است که در عین حال که می‌تواند باعث پیشرفت اندیشه و خلاقیت گردد، از جانب دیگر هم تأکید زیاد بر فردگرایی می‌تواند باعث شکل‌گیری هنجارهایی گردد که توسعه آرزوهای فردی و محدود نشده را تشویق

دیدگاهتان را بنویسید