پایان نامه ارشد رایگان درباره شاملو:، بیهقی:، پسِ، پسوندها

همداستان نباشم و کسی را زهره نیست که درین ابواب با من سخن گوید‌(107).
شاملو: با چشمانِ تو/ مرا به الماس ستاره ها نیازی نیست(361).
تاریخ بیهقی: دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی(231).
شاملو: من آنجا بودم / در گذشته / بی سرود / با من رازی نبود(551).
ث- حرف اضافه “از”:
“از” حرف اضافه ساده است که در معانی مختلف به کار می رود . که در اینجا به سه معانی آن پرداخته شد.
1- از برای ” ظرفیت” : “بودن چیزی را در چیزی یا وقوع فعلی را در زمانی یا مکانی نشان می دهد”(خطیب رهبر، 1367: 59).
تاریخ بیهقی: در این وقت به هرات راهش چنان افتاد که لشکر به مکران فرستد با سالاری محتشم تا بوالعسکر که به نیشابور آمده بود از چند سال باز گریخته از بردار به مکران نشانده آید(68).
شاملو: من از دوری و از نزدیکی در وحشت ام(306).
تاریخ بیهقی: لشکر را فرود آوردند و طلیعه را چهار جانب گماشتند(385).
شاملو: از همه سو/ از چار جانب / از آن سو که به ظاهر مه صبح گاه را مانَد سبک خیز و دَم دمی(375).
تاریخ بیهقی: و آگاه نه که امیر از دور ایستاده است(505).
شاملو: چه ماهی از چه سال کدام قرن کدام تاریخ کدام سیاره(967).
2- “از” برای تفصیل: “به بیان اجزای چیزی می پردازد”( خطیب رهبر، 1367: 53).
تاریخ بیهقی: و آنچه رسم است که اولیاء عهود را دهند از غلام و تجمل و آلت و کدخدائی، شبیه وزیر و حجاب و خدمتکاران، این هرچه تمامتر ما را فرمود(216).
شاملو: بگذار از جنگل های باران خورده از خرمن های پُرحاصل سخن بگویم/ بگذار از دهکده ی تقدیرِ مشترک سخن بگویم (266).
تاریخ بیهقی: آنچه مرا بوده است از آلت و حشمت و نعمت جهانیان دانند(224).
شاملو: نه از جمعِ آدمیان نه از خیل فرشته گان بود/ که اینان هیمه ی دوزخ اند(479).
تاریخ بیهقی: و هدیه ها که آورده بود والی چغانیان از اسبان گران مایه و غلامانِ ترک و بازویوز(533).
شاملو: من تمامی مرده گان بودم/ مرده ای آدمیان از بد و خوب(560‌).
3- از استعانت و واسطه : “وسیله واسطه را در انجام دادن کاری نشان می دهد و به معنی با به کار می‌رود”‌‌(خطیب رهبر، 1367: 47).
تاریخ بیهقی: که او را در بزرگی و حشمت و هیبت دیده بودند و چشمهای ایشان پر بود از احترام و احتشام او(74).
شاملو: لیک امید من / از هزاران روزن او / صبح پاکِ تازه رو را می دهد پیغام(180).
تاریخ بیهقی: با غلامان بگفتندی، تا وی نُکت آن روشن نبشتی و عرضه کردی از دستِ خویش بی‌واسطه(‌321).
شاملو: ورنه خاک/ از تو / باتلاقی خواهد شد(677).
تاریخ بیهقی: این کار را عظمی نهند که این خلل را از لشکرها افتاد(410).
شاملو: بر چشم های خود/ از دست خویش/ سایبانی کن / نظاره ی آسمان را(681).
ج- حرف اضافه “تا” به معنی “که”:
تاریخ بیهقی: و پس از آن فضل در ایستاد تا نامِ ولایت عهد از مأمون بیفگندند و خطیبان را گفت(72).
شاملو: تا ندانند از چه می سوزم من/ از نخوت زبان ام در دهان بسته است ؟ (15).
تاریخ بیهقی: طغرل حاجبش را بر روی در نهان مشرف کرده بودند تا انفاس یوسف می شمرد(109).
شاملو: روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است/ تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی‌(208).
تاریخ بیهقی: هرچند خداوند سلطان فرموده بود تا تو را و پسرت را هر یکی را هزار عُقابین بزنند، من بر تو رحمت کردم(204).
شاملو: تا من به سانِ کند و با نیشِ شیرینِ هزاران زنبورِ خُرد از عسل مقدس آکنده شوم(387).
تاریخ بیهقی: تا سواران نظم و نثر در میدان بلاغت درآیند و جولان های غریب نمایند(426).
شاملو: دریغا خلوتِ شب های به بیداری گذشته / تا نزول سپیده دمان را / بر بسترِ دره به تماشا بنشینیم‌(515).
چ- حرف اضافه ” اندر ” به جای “در”:
حرف اضافه اندر، اکثر اوقات، با متمم هایی می آید که با دو حروف اضافه می آیند.
تاریخ بیهقی: امیر را یافتم بر کرانِ شهر اندر باغی فرود آمده و به نشاط شراب مشغول شده و ندیمان نشسته و مطربان می زدند‌(205).
شاملو: اندر آن هنگامه کاندر بندرِ مغلوب / باد می غلتد درون بشر ظلمت(167).
تاریخ بیهقی: او را مقرر باشد که بوسهل اندر/ آن حیلتها کرده باشد تا از دست خداوند بستد و جدا کرد(362).
شاملو: به خویش اندر شدن/ و سرگردانی / در قلمرو ظلمت(559).
تاریخ بیهقی: به حکم خرد و تجارب روزگار که اندر آن یگانه است داند که تا جهان بوده است ملوک و لشکرها را چنین حال پیش آمده است(678).
شاملو: نگر/ تا به چشم زرد خورشید اندر/ نظر نکنی(681).
ح- کاربرد حرف مرکب “پس پشت “:
یکی دیگر از نشانه های امکانات زبان بیهقی در شعر شاملو این است که شاملو به بعضی از تعبیرات زیبای بیهقی توجه داشته است. یکی از آن موارد حرف مرکب پس پشت است. به معنای پشت سر.
تاریخ بیهقی: و چنین می گویند که دو سه جای کمین سوی بُنه و ساقه ساخته است که از لبِ رود درآیند و از پسِ پشت مشغولی دهند(380).
شاملو: پسِ پُشت مردمکان ات/ فریاد کدام زندانی است / که آزادی را / به لبان برآماسیده / گُل سرخی پرتاب می کند؟ (722).
تاریخ بیهقی: امیر بدین خبر سخت شاد شد که شغل دل از پسِ پشت برخاست(473).
شاملو: به مایه ای شیفته بودیم که در پسِ پشتِ حضور مهتابی ات / حیات را / به کنایه در می یافت(966).
تاریخ بیهقی: اینها را پسِ پشت داشتن صواب نیست(612).
شاملو: زمانه/ پیچ سیاه گردنه را / به هیات فریادی پسِ پشت می گذارد(1025).
تاریخ بیهقی: و با سواری دو هزار خویشتن را بنمود و آویزشی قوی کرد، پس پشت بداد تا ایشان به حرص از پسِ پشت آیند و از کمین بگذرند(697).
شاملو: اکنون که سراچه ی اعجاز پسِ پشت می گذارم / به جز آه حسرتی با من نیست(1049).


4-5-9- هنجارگریزی در کاربرد پیشوندها و پسوندها :
یکی از راه های ایجاد خلاقیت و زایش در زبان، به کارگیری پسوندها و پیشوندهاست. “یکی از ابزارهای اساس زبان، پیشوندها و پسوندها هستند. و سعی می کنند که از واژه های محدود، امکانات نامحدود به وجود آورند”(جهاندیده، 1379: 60 ).
پیشوندها و پسوندها کمک می کنند که از یک واژه، معناهای مختلفی بدست آید. شاملو هم که به فکر زایش زبانی است، با بکارگیری زبان بیهقی و استفاده از پسوندها و پیشوندها در پی آن است که از امکانات زبانی به طرزی زیبا و نیکو استفاده کند . برای آشکار شدن و نحوه تبعیت شاملو از بیهقی، چندین نمونه پیشوند و پسوند آورده می شود .
الف) پیشوند “باز”:
تاریخ بیهقی: مامون خالی کرد با وزیرش حسن بن سهل و حال ملطفه های خویش و از آنِ برادر بازراند و گفت در این باب چه باید کرد؟ ( 76).
شاملو: یا اشک ها که ریخت به پایت، باز/ خواهد به پای یارِ دگر ریزد !(93).
تاریخ بیهقی: مستوفیان شمارِ وی باز نگریستند هفده بار هزار هزار درم بروی حاصلِ محض بود(169).
شاملو: امشب عطرِ یاس ها سنگرِ صبر و امید مرا از دل تنگی های دشوار و سنگینِ روز باز می ستاند(243).
تاریخ بیهقی: و بدیشان امیرانِ خویش و پیلان را که در جنگ رخنه گرفته بودند باز ستدند(249).
شاملو: باز آمدم ز راه، پریشان و دل شکار
رنجیده پای و خسته تن وزرد روی و سرد(‌317).

دیدگاهتان را بنویسید