پایان نامه با واژه های کلیدی باغ ایرانی، غرب ایران، فرهنگ ایرانی، مناطق روستایی

کرمان، همدان، آبادیهای آذربایجان غربی در مناطق ارارتوها، خوی، و برخی شهرهای دیگر با این رون ساخته شده اند.

بخش پنجم- شناخت عناصر خانه ایرانی در گذشته
2-5 فضاها و عناصر خانه
2-5-1 پنام
پنام در معماری دارای اهمیت زیادی است. در خانه ها نسبت به رونهای در نظر گرفته شده و حرکت خورشید و مزاحمتهایی که گزش و گرمای آن ایجاد می کرده، از پنامهایی عمودی و افقی استفاده می شده است. استفاده از ارسی، تابش بند، خرک پوش و چیزهای دیگر نمونه هایی از آن می باشند. سه دریها نیز طوری ساخته می شدند که آفتاب به طور مستقیم نتواند به داخل آنها نفوذ کند. متأسفانه همانطور که گفته شد در دوره قاجاریه عناصر مختلف داخل معماری ما می شود. سه دریها به دو دری تبدیل شده، و آنرا نیز طوری ساخته اند که آفتاب دقیقا وارد اتاق شود.
نورگیری از سقف، یکی دیگر از کارها برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب به بعضی از فضاها است. معماران قدیمی معتقد بودند که در بیرون خانه به اندازه ی کافی (و بعضی مواقع بیش از حد) آفتاب وجود دارد و نیازی به داشتن آن در اتاقهای خانه به همان صورت را احساس نمی کردند. در قدیمی ترین خانه ها چه خانه های بزرگ اشرافی و چه خانه های کوچک روستایی و شهری، بخشی از نور از سقف گرفته می شد. افزون براین، این نوع نورگیری همراه با رنگ ملایم دیوار و سقف اتاقها آرامش خوبی را بوجود می آورده است. از طرفی دیگر به دلیل کور کردن جبهه ی غربی خانه و جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب بعداز ظهرها، فضاهای پشت این قسمت از سقف نور می گرفتند، برای دیگر فضاها مثل، مطبخ، حوضخانه نیز بدلیل عدم دسترسی به نور مستقیم، همین کار اعمال می شده است.

تصویر 2 – پنام و هشتی
2-5-2 ارسن خانه
ارسن خانه شامل فضاهای مختلفی شده که نسبت به نوع خانه و به عبارت دیگر ساده بودن فضاها، استفاده از پیمون بزرگ و کوچک و خرده پیمون در ساخت خانه ها تغییر می کرده است. با مراجعه به اندازه های فوق مشاهده می شود که این اندازه براساس مقیاس انسانی و اندازه ی انسانهای ایرانی بوده است. ارتفاع درها به اندازه یک مرد متوسط القامه بوده است. در پای در، آستانه می گذاشتند (36 سانتی متر یا یک چارک) این کار دلایل مختلفی داشته است، مثل احتیاط برای وارد شدن به اینکه سرآنها به بالا نخورده و رعایت احترام با خم شدن، و همچنین مانعی برای ورود کفش و خاک داخل راهرو و چیزهای دیگری که در آنجا بوده است.
در طرح نقشه ی اتاقها، حیاط و غیره از تناسب طلایی ایرانی کمک می گرفتند. تناسب طلایی ایرانی از مستطیلی در داخل یک شش ضلعی بدست می آید. شکل حیاط پنج دری، سه دری و عناصر دیگر برمبنای همین تناسب بوده است.

2-5-3 سردر
اغلب خانه ها بخصوص خانه های مجلل دارای سردر یا درگاه بوده اند. معمولا دیوارهای بیرونی کاه گلی بوده و فقط سردر مجلل ساخته می شده است. نسبت عرض به تورفتگی سردر معمولا یک به دو بوده است. اجزای سردر متشکل از چهارچوب و قابهای روی آن بوده اسن (قاب ایرانی معمولا متشکل از دو قاب مربع در بالا و پایین و یک قاب مستطیل در وسط بوده است). در صورت پهن بودن عرض در قاب وسطی به شکل مربع در می آمده است.

2-5-4 هشتی
بعد از سردر وارد هشت یا هشتی یا کریاس می شدند. هرچند که در بیشتر مواقع شکل آن هشت ضلعی است اما این به مفهوم هشت (عدد 8) نیست و هشتی هایی به شکل مربع و دیگر شکلها داریم. منظور از هشت چیزی است که از فضاهای داخلی خانه بیرون آمده و تنها جایی است که با بیرون خانه ارتباط دارد. این فضا و راهروهای پیچ در پیچ منتهی به حیاطهای اندرونی و بیرونی مانع دید افراد غریبه به داخل حریم مقدس خانواده می شده است. ایجاد مکث، تقسیم فضایی و فضایی جهت انتظار از عملکردهای جالب این عنصر می باشد. هشت ضلعی هایی که در ایران بکار می رفته اند و در هشتی های خانه هم استفاده شده عبارتند از:
1- هشت گوش کامل
2- هشت و نیم هشت
3- نگینی
4- کشکولی
داخل هشتی عناصر مختلفی مثل سکو، چراغداران و برای رفتن به فروار (اتاق بالای هشتی) پله ای در نظر گرفته می شده است.

2-5-5 راهرو
برای وارد شدن به فضاهای مختلف از جمله فضای مهمانی و اندرونی می بایست از راهروهای پرپیچ و خم عبور کنند. راهروهای پیچ در پیچ خانه را دالان می گفتند. راهرو و سرپوشیده بزرگ را نیز دالان می گویند. دو طرف سه دریها نیز راهرو قرار می گرفته است. اگر در دو طرف تالار، راهروها کمی پهن تر باشند آنرا تخت گاه می گویند.

2-5-6 حیاط یا میانسرا
در خانه های شهرهای مختلف مثل یزد، شیراز، اصفهان، کرمان و غیره حیاط آنها بصورت باغی کوچک عمل می کرده است. «میانسرا با تناسب طلایی ایرانی و جهت گیری دستوری خود، در تمام سال محیط بهداشتی مطبوعی فراهم و از گردش آفتاب و نور خورشید، بهترین استفاده را برای یورت های گرداگرد خود کسب و تامین می کند، در صورتی که جهت گیری یاد شده با مسیر باد غالب و سمت طوفانهای شن، یا محل استقرار کوه بست به آبادی سازگار نباشد، میانسرا به جنوب غربی متمایل می گردد. حوضهای داخل حیاط نیز متنوع هستند. این حوضها در شکل های شش ضلعی ایرانی، دوازده ضلعی، مستطیل با تناسب طلایی بوده اند و در بعضی شهرها مثل شیراز حوضها را گرد می ساختند.

2-5-7 اتاق
در خانه های ایرانی اتاقها به صورت سه دری، پنج دری، تالار و … ساخته شده و هرکدام ویژگی خود را داشته اند. یکی از علائق ایرانیان در ساخت خانه ها ایجاد ارتباط بصری بین ات
اق و فضای بیرون آن است، گشادگی، فراخی و دید آزاد داشتن جزء طبیعت ایرانی است حتی در حال حاضر نیز همینطور است. سه دری- اتاق سه دری اتاق خواب خانه بوده است. برای طراحی آن از نصف تناسب طلایی (مستطیل داخل شش ضلعی) کمک می گرفته اند، (مثل 4×40/3 متر یا 2×7/1 متر). طبیعی است که با این عمق، نور را خوب جذب می کرده است. نکته جالب توجه برای سه دریها و دیگر اتاقها این بوده که هیچوقت از فضای آزاد وارد آنها نمی شدند (در خانه های مناطق معتدل و یا در حجره های مدارس و کاروانسراها مستقیما وارد فضا می شدند) و در کنار هر کدام راهرویی در نظر گرفته می شده است. ابعاد اتاق طوری بود که مقیاس آن کاملا انسانی باشد. اندازه آنرا طوری در نظر می گرفتند که بطور مثال در موقع خواب اگر افراد یک خانواده معمولی، به اضافه اثاثیه و غیره را در کنار هم بگذاریم دقیقا اندازه شود. در داخل این اتاق دقیقا پرهیز از بیهودگی مشاهده می شود و هرچیزی در جای خود قرار گرفته است. در پشت اتاق پستویی همراه با دولابی یا گنجه های عمیق دردار جای داشته است. پنج دری به عنوان اتاق مهمانی بوده که در خانه های با نظام خرده پیمون عملکرد اتاق نشیمن را داشته است. در پنج دریهایی که از طرف طول نور می گرفته اند از تناسب کل طلایی بکار گرفته شده است. در دو طرف پنج دری نیز دو راهرو قرار داشته اند. در داخل این اتاق تورفتگی کمی بالاتر از سطح زمین بنام شاه نشین قرار داشته که در آن مهمانهای بزرگ یا بزرگ خانه می نشسته اند.

2-5-8 تالار
تالار- کربال یا تلوار یعنی ساختمان بزرگ و ریشه واژه تالار است. این فضا برای استفاده فصل گرما بوده و به هوای باز راه داشته است. در کنار تالار راهروهای بزرگی بنام تختگاه بوده که در انتهای آن راه پله ای برای زیرزمین و بالاخانه قرار می گرفته است. در طبقه ی بالای آن بالاخانه (اتلق دنج و راحت) جای داشته است. بالاخانه های دو طرف تالار را گوشوار نیز می گویند.

2-5-9 تهرانی
تهرانی در شمال خانه، اتاق زمستان نشین یا تهرانی جای داشته است. این قسمت آفتاب گیر و بزرگ ترین اتاق زمستانی بوده است. تهرانی دو اتاق کوچک با ارسی داشته و در کنار آن نیز آشپزخانه قرار می گرفته است. در قسمت زمستان نشین فضایی صلیبی شکل بنام شکم دریده نیز قرار گرفته است. یکی از دلایل ساخت این فضا به شکل صلیبی، مسأله نیارشی بوده است. با توجه به اینکه طاق وسط رانش زیادی داشته، در قسمتهای کناری آن دو طاق کژاوه زده می شده تا این نیروی رانش را خنثی کند.

2-5-10 آشپزخانه
آشپزخانه این فضا در محلی قرار می گرفته که به اتاق مهمان نزدیک باشد و نقشه آن بنا بر نقشه کلی خانه قابل تغییر بوده است. اصولا در گذشته در تابستان غذای گرم نمی خورند و بیشتر غذای خود را از بیرون تهیه می کردند.
2-5-11 باره بند
باره ی بند محلی مخصوص برای نگاهداری چهارپایانی مثل اسب و قاطر یا الاغ و چیزی بنام تخت روان بوده است.

تصویر 3 – دستینه یک خانه در نظام پیمون بزرگ

بخش ششم- انواع خانه در گذشته
2-6 تقسیم بندی انواع خانه
همانطور که در ابتدا گفته شد سابقه معماری خانه قدیمی ترین مورد معماری بوده که از عصر حجر شروع می شود و ساختمانهای دیگر فرع بر آن است. در ایران بنابر شرایط آب و هوایی در نقاط مختلف، خانه های متفاوتی را داریم. در شمال خانه های گالی پوش، در غرب ایران خانه های ایوان دار، در مناطق گرمسیر خانه های ایوان دار و صفه دار و در نقاطی دیگر با توجه به ویژگیهای محلی، ساخته شده اند.

2-6-1 خانه های یک صفه
در بعضی از مناطق روستایی ایران، خانه های دارای یک صُفه هستند. فضاهای این خانه های شامل یک لیوان سرپوشیده و یک اتاق تنوردار می شود. همین نوع، بیشتر در غرب ایران، بصورتی دیگر ساخته شده است. کل خانه ترکیبی از چند اتاق است. صفه یا چفته به معنی خمیده یا طاقدار بوده و در خراسان فضای سرپوشیده را می گفتند. نمونه ای شبیه به آنرا در کاخ بیشابور در فضای مرکزی که به عنوان حیاط بوده است، مشاهده می کنیم.

2-6-2 خانه های چهار صفه
این خانه ها در تابستان خنک بوده، و در زمستان نیز سرما و برف ساکنین آنرا اذیت نمی کرده است، و در واقع فضای مرکزی عملکرد حیاط را داشته است. خانه های چهارصفه در نقاط مرکزی ایران بخصوص دروازه، ساخته شده اند. چهارصفه بصورت صلیبی در مرکز است و چهار گوشه آن اتاق ها قرار می گیرند. قدمت خانه های چهارصفه به قبل از اسلام می رسید. گسترش دیگر این نوع خانه بصورت کوشک (مثل کوشکهای باغها) بوده است. در باغ جهان نما نمونه خوبی از آنرا داریم، کاملترین نمونه آن در هشت بهشت اصفهان مشاهده می شود.

تصویر 4 – خانه های صفه دار

بخش هفتم- نگرشی بر باغ سازی ایرانی
2-7 باغ ایرانی
بین باغ های ایران و باغ های کشورهای اروپایی، که در سراسر سال از هوای معتدل و آب فراوان برخوردارند، تفاوت بسیار است. آنقدر که ما در این سرزمین به مکان سایه دار و پردرخت و خنک احتیاج داریم مردم اروپا ندارند، بلکه در بعضی موارد تعمدا از غرس درخت های زیاد در باغهای خویش خودداری می کنند و به پرورش گل وبوته می پردازند تا از آفتاب ونور بیشتری برخوردار شوند.
باغ سازی ایرانی همانند معماری ایرانی آنچنان طراحی شده است که با اکوسیستم محیط (اقلیم) منطبق باشد و به بهترین وجه نسبت به شمال و جنوب جهت گیری شود. برای مثال کمتر باغی در ایران وجود دارد که محور باغ در جهت غربی شرقی احداث شده باشد یا در ظهر تابستان آ
فتاب در راهارتباطی اصلی که بر محور باغ منطبق است بتابد. ازشیب طبیعی زمین نیز برای دید ومنظر بهترین نتیجه حاصل می شود و از مربع در هندسه باغ کمک گرفته می شود. جریان دائمی آب نیز که در سطح سایه دار باغ در جریان باشد باعث اختلاف دما با محیط اطراف می شود. محور اصلی باغ با درختان بلند مانند دالان مستطیل شکل، جریان خنک و درختان را به سوی کوشک اصلی باغ هدایت می نماید و کوشک بر بلندترین و مرکزی ترین نقطه باغ از بهترین دید و منظر برخوردار می گردد.
باغ ایرانی همراه با پیشرفت تمدن و فرهنگ پارسیانی که در ایران استقرار یافتند به تدریج شکل گرفته است. دستیابی به نظم حاکم بر باغ ایرانی در زمان طولانی و همراه تحولات تمدن و شکل گیری فرهنگ ایرانی حاصل شدهاست. گرچه این نظم مبتنی بر دیدگاه های دقیق نمادین و تمثیلی نشأت گرفته از دین (زرتشت و سپس اسلام) و فرهنگ ایرانی بوده است. در ابتدا نگرشی بر چهار باغ که کامل ترین و زیباترین نمونه باغ سازی در ایران و جهان می باشد خواهیم داشت و سپس خصوصیات باغ ایرانی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

2-7-1 چهار باغ
چهارباغ, که اصل اساسی باغ سازی ایران است از ابداعات کوروش در خلق محوطه کاخ پاسارگاد به شمار می رود, در دوره اسلامی با ترکیبی از بهشت های زمینی احداث شده به وسیله باغ ساز مسلمان پیوندی ناگسستنی خورده است و به عنوان الگوی باغ سازی در سرزمین های شرق (هند) و کشورهای غرب (اروپا) در آمده است. بدین طریق دو مبدأدر باغ سازی جهان وجود دارد که تاریخی بیش از دو هزار سال دارند. باغ سازی ایرانی و باغ سازی چین (ژاپن) امروزه به عنوان دو الگوی قدیمی و اصلی و پایه ای مطرح می باشند.
در شرایط حاضر «پارک» و «پارک سازی» از موضوعات شناخته شده و بدیهی در عرصه های معماری و شهرسازی در کشور ما محسوب می شوند. با یک نگاه سریع می توان پی برد که از یک سو مفهوم پارک در حد و اندازه فرهنگ ما نبوده و نیست و از سوی دیگر مشاهده می شود که ما مفاهیم عمیق و پیچیده ای را داشته ایم که آنها را به عمد یا به سهو مورد غفلت یا فراموشی قرار داده ایم. سرمشق قرار گرفتن پارک و پارک سازی سالهاست که طراحان و برنامه ریزان ما را واداشته است تا بین اوراق کتاب و مجله های غربی به دنبال ایده های تازه بگردند و به خود اجازه ندهند که در چهارچوب فرهنگ خودی به این موضوع بیندیشند. مثلا پارک سازی به صورت انگلیسی (فضای سبز چمن و تک درخت در آن) و نمونه های بسیاری که در صدسال اخیر در پارک سازی ما متداول شده است با باغ سازی ایرانی هماهنگی ندارد. امروزه نگهداری فضای سبز به صورت چمن کاری، که در پارک سازی یکی از مهمترین اصول است، در مقابل آفتاب سوزان و شرایط اقلیمی ایران بسیار سخت و نیازمند مصرف آب دائم و فراوان می باشد و در نهایت ثمری نیز ندارد. در صورتی که در اروپا با رطوبت و بارندگی کافی، چمن خود به خود می روید. لذا بهتر است یکبار دیگر به اصول و هندسه باغ ایرانی همراه با نوع گل ها و درختان توجه داشته باشیم. از هدایت آبهای روان در کنار درختان بلند پرسایه و حوض های لبریز از آب استفاده نماییم و باغ را تجسمی از بهشت بدانیم. راه آینده باغ سازی و معماری ما از گذشته می گذرد.

2-7-2 خصوصیات کلی باغ های ایرانی
باغ ایرانی مانند معماری،شعر، نقاشی، موسیقی و سایر آثار هنری ایران، در چهارچوب سنت و اصول از بدایع و ظرایفی برخوردار است و ب

دیدگاهتان را بنویسید