پایان نامه رایگان با موضوع جنس مخالف، عقد نکاح، طلاق

، مجاز شناخته می شد. دیدگاه این دین دربار? جنس زن، این بود که خارج از دایر? ازدواج، هیچ حق دارائی نداشتند.21
در این دیدگاه، هرگونه برقراری رابط? جنسی با جنس مخالف، مورد تقبیح و نکوهش قرار می گیرد. برتر اند راسل در کتاب زناشوئی و اخلاق در این خصوص چنین می نویسد : “عوامل و عقاید مخالف جنسیت، در اعصار خیلی قدیم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسیحیت و دین بودا، پیروز شد، عقید? مزبور نیز تفوق یافت. وستر مارک مثالهای زیادی از این فکر عجیب مبنی بر اینکه چیز ناپاک و تباهی در روابط جنسی وجود دارد، ذکر می نماید. در آن نقاط دنیا نیز که دور از تأثیر مذهب بودا و مسیح بوده است، ادیان و راهبانی بوده اند که طرفداری از تجرد می کرده اند، مانند اسنیتها در میان یهودیان و بدین طریق، یک نهضت عمومی ِ ریاضت، در دنیای قدیم، ایجاد شد. در یونان و روم متمدن نیز طریق? کلبیون، جای طریق? اپیکور را گرفت. افلاطونیان نو نیز به انداز? کلبیون، ریاضت طلب بوده اند. از ایران، این عقیده (دکترین) به سمت باختر پخش شد که ماده، عین تباهی است و به همراه آن، این اعتقاد با جزئی اصلاح، اعتقاد کلیسای مسیحیت محسوب گردید.”22 دلیل رواج این عقیده، تفسیری بود که از زمان پیدایش کلیسا در خصوص مجرد بودن عیسی (ع) بین مردم، گفته می شده است و شرط وصول به مقام والای روحانیت در این دین، دوری از جنس زن دانسته شده و پاپ از میان چنین افرادی، برگزیده می شود. راسل در این خصوص در ادام? مطالب قبل خویش، چنین می نویسد :”در رسالات قدیسین، به دو یا سه توصیف زیبا از ازدواج برمی خوریم، ولی در سایر موارد، پدران کلیسا، از ازدواج به زشتترین صورت یاد کرده اند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد. بنابراین ازدواج که عمل پستی شمرده می شد، بایستی منعدم شود. با تبر بکارت درخت زناشوئی را فرو اندازید، این عقید? راسخ سن ژورم دربار? هدف تقدس است.” کلیسا ازدواج را صرفا ً به نیت تولید نسل، مجاز می داند ولی این موضوع نیز، پلیدی ذاتی رابط? جنسی را از بین نمی برد. کلیسا، ازدواج را غیر قابل فسخ دانسته و طلاق ممنوع شده است.23
گفتار دوم : دیدگاه افراطی
در مقابل سیستم سختگیران? کلیسا، نظریات جدیدی در خصوص اصلاح عقاید و اخلاقیات جنسی، پدید آمد که بر سه اصل استوار می باشد:
اول : آزادی تا جائیکه به حقوق دیگران، خللی وارد نیاورد.
دوم : رشد تمامی غرایز و استعدادهای بشر برای رسیدن به سعادت.
سوم : همواره بشر از چیزی که بدان منع شده حریص تر گشته است. پس با برداشتن محدودیت ها و قیود از سر راه تمایلات جنسی یک انسان، توجه دائم او به مسائل جنسی، کمتر می شود.24
مدعیان اصلاح عقیده دارند که دلایلی که سبب ایجاد اخلاق کهن جنسی از قبیل؛ مالکیت مرد نسبت به زن، حسادت مردان، کوشش مرد برای اطمینان به پدری خود، اعتقادات مرتاضانه نسبت به روابط جنسی و پرهیز مرد از زن در زمان عادت ماهانه و نیاز مرد به زن از لحاظ اقتصادی، گردیده بود، در حال حاضر وجود ندارد. در حال حاضر، مردان نسبت به زنان، هیچ مالکیتی ندارند. داروهای ضد بارداری، کشف شده است. عقاید مرتاضانه، دیگر طرفدار زیادی ندارد. دولت از زنان در ایام بارداری، زایمان و شیردهی، حمایت می نماید و به نوعی نیاز اقتصادی زن به مرد، از بین رفته است.25
فروید و اتباع وی نیز معتقدند که اخلاق کهن در امور جنسی باید جای خود را به اخلاق جدید اصلاح شده، دهد. به عقید? فروید ، اخلاق جنسی کهن، بر پای? محدودیت و ممنوعیت بوده و دلیل تمامی مشکلاتی که بر بشر وارد آمده است، همین محدودیت ها و ممنوعیت ها می باشد.26
در این دیدگاه، کامیابی آزادان? زن و مرد از یکدیگر، نه تنها ایرادی ندارد، بلکه مهمترین موضوعیست که باید بدان پرداخته شود. مطابق این عقیده؛ زن و مرد در هر زمان می توانند آزادانه، نسبت به برقراری روابط جنسی با جنس مخالف، اقدام نمایند، خواه قبل از ازدواج و خواه بعد از ازدواج. بنابراین زن و شوهر می توانند علاوه بر همسر قانونی، از معشوقه های فراوانی لذت برده ، لیکن زن مکلف است در زمان آمیزش با غیر همسر، از وسایل ضد بارداری استفاده نماید و فقط می تواند از همسر خویش، آبستن شود.27 به عقید? طرفداران این سیستم، آزادی جنسی یک فرد به حقوق دیگران، لطمه ای وارد نمی نماید و حق شوهر صرفا ًدر زمان پیدایش فرزند، به میان می آید. زن باید از باردار شدن از معشوقه اش، خودداری نماید. در اخلاق قدیم، به جهت آنکه وسایل ضد بارداری، کشف نشده بود، زن ملزم به حفظ عفت و وفاداری بوده ، لیکن در حال حاضر که این وسائل وجود دارد، ضرورتی به محدود نمودن زن وجود ندارد.28
گفتار سوم : دیدگاه اعتدال
در دین یهود، اعمال جنسی زنان، امری ناپسند و گناه آلود ، بیان شده است، لیکن توصیه شده است که صمیمیت و ارضای تمایلات جنسی در بنیان ازدواج و خانواده، ارضا شود و زن در این کانون موررد حمایت قرار گیرد.29 بر خلاف دیدگاههای بیان شده در گفتارهای قبل، اسلام، جنب? اعتدال را حفظ نموده است. در اسلام، علاق? دو همسر به یکدیگر از نشانه های بارز وجود خداوند بوده و نکاح، سنت پیامبر و تجرد، نوعی شر دانسته می شود. خداوند در آی? شریف? 21 از سور? مبارک? روم، می فرماید : “یکی از نشانه های او این است که از خود شما برای شما همسر آفرید تا با او آرام گیرید و میان شما، مهر و محبت قرار داد.” در اسلام کوچکترین اشاره ای به پلیدی علاق? جنسی و برقراری این روابط، نشده است. اسلام تمام تلاش خود را برای تنظیم شرعی این علاقه به کار برده است. از نظر اسلام، تنها عاملی که روابط جنسی را محدود می نماید، مصالح اجتماعی حاضر یا نسل آینده است و در این زمینه، به تدابیری متوسل شده که موجب محرومیت و سرکوبی این غریزه نشود.30
از منظر اسلام، علاق? جنسی نه تنها با معنویت و روحانیت، منافاتی ندارد، بلکه یکی از صفات ویژ? پیامبران دانسته شده است. چنانکه یکی از اصحاب رسول اکرم به نام عثمان بن مظعون کار عبادت را به حدی رسانده بود که روزها را به روزه و شب ها را به نماز می گذارند و همسرش از این موضوع به پیامبر شکایت نمود و رسول اکرم با خشم به آن صحابه، چنین فرمودند : “ای عثمان، بدان که خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است؛ شریعت من شریعت فطری آسانی است. من شخصا ً نماز می خوانم و روزه می گیرم و با همسر خودم نیز آمیزش می کنم. هر کس می خواهد از دین من پیروی کند باید سنت مرا بپذیرد. ازدواج وآمیزش زن و مرد با یکدیگر، جزء سنت های من است.”31
فصل دوم
آثارحقوقی مترتب
بر زناشوئی
در بحث عقد نکاح
مبحث اول : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در موانع عقد نکاح
در این مبحث طی گفتارهای جداگانه به بررسی موانع نکاح، تعریف و انواع آن و آثار مترتب بر زناشوئی در این موانع، خواهیم پرداخت.
گفتار اول : تعریف موانع نکاح و انواع آن
بند اول : تعریف موانع نکاح
موانع نکاح اموری هستند که با وجود آنها، نکاح بین زن و مرد امکان ندارد، هر چند که شرایط اساسی عقد نیز موجود باشد.32
بند دوم : انواع موانع نکاح
موانع نکاح در مواد 1045 تا 1062 قانون مدنی، نامبرده شده است که عبارتند از :
1 – قرابت : که شامل قرابت نسبی، سببی و رضاعی می باشد . ( ماد? 1045 تا 1049 ق.م) نکت? مهمی که باید در این میان مورد توجه قرار گیرد، آن است که قانونگذار قرابت حاصل از شبهه و زنا را نیز در این ماده گنجانده است.
2 – شوهر داشتن زن و استیفای عدد زوجین مرد ( ماد? 1050 ق.م)
3 – عد? زن
مبحث دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در عقد دختر باکره
گفتار اول: نظرات گوناگون پیرامون شرط استیذان از ولی دختر
ماد? 1043 قانون مدنی در خصوص ازدواج دختر باکره، چنین مقرر می دارد : “نکاح دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجاز? پدر یا جد پدری او است و هرگاه پدر یا جد پدری، بدون علت موجه، از دادن اجازه مضایقه کند، اجاز? او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها، قرار داده شده، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص، به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نمایند”.
فقها در خصوص ازدواج دختر بالغ? باکره، نظرات متعددی دارند که به قرار ذیل می باشد:
* عده ای معتقدند که ولایت پدر و جد پدری، به محض بلوغ دختر، ساقط می شود و اختیار نکاح، به طور کامل در اختیار اوست.72
* برخی دیگر معتقدند که مادامیکه دختر باکره می باشد، ولایت پدر و جد پدری به او باقی است و حتی این دو نفر می توانند بدون کسب اجاز? دختر، برای او نکاح نمایند.73
* برخی عقیده دارند که ولایت پدر جد پدر بر دختر با رضایت او مشترک می باشد. هیچکدام به تنهائی قادر به نکاح نمی باشند.74
* امام خمینی معتقدندکه : “احتیاط، استیذان از ولی است.”75
اما قانون مدنی ایران، اجاز? ولی دختر را شرط نفوذ این نکاح دانسته و عدم رضایت ولی زوجه، سبب می شود که این نکاح غیر نافذ بوده و سرانجام آن، صرفا ًدر دست پدر یا جد پدری می باشد، که در صورت موافقت، نکاح، صحیح و در صورت عدم موافقت، نکاح باطل خواهد شد.
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در اجاز? ولی دختر باکره
سئوالی که در این قسمت،باید بدان جواب داد، آن است که تأثیر روابط زناشوئی بر سقوط یا دوام این اجازه جهت ازدواج دختر، چیست؟
برخی از حقوقدانان، معتقدند که ملاک در ماد? 1043 قانون مدنی، بکارت دختر است نه شوهر نکردن او. بنابراین اگر دختری که شوهر کرده ولی قبل از همبستری، طلاق گرفته باشد، بازهم برای ازدواج دوم خود، به اجاز? ولی قهری خویش، نیاز دارد. همچنین اگر بکارت او در اثر کسالت یا جراحت، از بین رفته باشد، بازهم در حکم باکره است زیرا در عرف چنین دختری، باکره قلمداد می شود.76 بنابراین، آن چنان که از بیان این حقوقدانان، می توان استنباط نمود، این است که آن موضوعی که اجاز? ولی دختر را ساقط می نماید، ازال? بکارت دختر در اثر برقراری روابط زناشوئی است و فرقی میان روابط زناشوئی صحیح شرعی و غیر شرعی، وجود ندارد. لیکن فقها در خصوص ازال? بکارت در موارد شبهه و زنا، اختلاف نظر دارند:
* برخی معتقدند که زنا و وطی به شبهه، سبب سقوط ولایت نمی شود.77 از نظر این گروه، ازال? بکارتی، سبب سقوط ولایت قهری می شود که ناشی از روابط صحیح شرعی باشد. روابط شبهه علی الخصوص زنا، از نظر شارع مقدس اسلام، محترم نبوده و نمی تواند منشأ اثر باشد. بنابراین نمی تواند سبب سقوط ولایت قهری شود.
* برخی دیگر معتقدند که ازال? بکارت از راه زناشوئی، سبب سقوط ولایت قهری می شود و فرقی میان روابط صحیح شرعی و زنا و شبهه وجود ندارد.78
در این خصوص، به یک رأی وحدت روی? هیأت عمومی دیوانعای کشور مورخ 29/1/63 ، اشاره می شود. رأی مذکور، به تمامی اختلاف نظرات پایان داده است :
” 1-1 : آقای … به شرح پروند? … شعب? اول دادگاه مدنی خاص،به خواست? فسخ عقدنامه، دادخواستی به طرفیت آقای … تقدیم و توضیح داده؛ خوانده، دختر 17 ساله اش را اغفال و بدون کسب اجازه از ولی با او ازدواج کرده است.
دادگاه پس از رسیدگی، دعوی را مردود و عقد را صحیح اعلام داشته است؛ از رأی پژوهش خواهی به عمل آمده و شعب? اول دادگاه تجدیدنظر اعلام داشته، اجاز? ولیّ، شرط صحت عقد بوده و بدین ترتیب، حکم بدوی را مخدوش تشخیص و فسخ کرده است.
1-2 : مجددا ً خواهان نامبرده، بطرفیت خوانده فوق، دادخواستی به خواست? ابطال سند ازدواج دوم، به شعب? نهم دادگاه مدنی خاص تقدیم و توضیح داده آقای … ، خوانده فوق، بعد از صدور رأی شعب? اول

دیدگاهتان را بنویسید