پایان نامه رایگان با موضوع مرور زمان، وجود رابط، زوجه

وجود ندارد و همین موضوع، سبب اختلافات فراوانی بین حقوقدانان و فقها، گردیده است.
آیا قرارداد اجار? رحم، فی مابین زن غریبه و یک زن و شوهر، صحیح است؟ به عبارت دیگر، آیا این موضوع خللی در نسب طفل ایجاد می نماید یا خیر؟
از یک طرف می توان گفت که برابر اصل حاکمیت اراده، این قرارداد، نوعی اجار? شخص و قرارداد کار است و مخالفتی با قوانین آمره و نظم عمومی و اخلاق حسنه ندارد و دارای منفعت عقلائی بوده و این قرارداد معتبر است.
از طرف دیگر می توان گفت؛ این قرارداد نوعی تجاوز به حریم زندگی مشترک زوجین و کانون خانواده است و به حقوق معنوی زن و شوهر و صاحب رحم، لطمه می زند و قرارداد مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه بوده و برابر مواد 960 و 975 قانون مدنی، باطل است. از طرف دیگر، اعضای بدن انسان و وضعیت اشخاص، قابل معامله نمی باشد.205
سئوال دیگری که مطرح می شود، آن است که دراین نوع از باروری، نسب طفل، ملحق به کیست؟
* رابط? طفل با صاحب اسپرم و تخمک : در حقوق ایران، در مورد نسب اطفال، رابط? طبیعی و ژنتیکی، ملاک عمل قرار می گیرد و از آنجائیکه این رابطه، زنا، محسوب نمی شود، در الحاق طفل به پدر ومادر ژنتیکی، یعنی صاحب اسپرم و تخمک، اشکالی وجود ندارد.206
* رابط? طفل با زن و مرد متقاضی : از نظر برخی از حقوقدانان، از آنجائیکه این زن و مرد، رابط? ژنتیکی با آن طفل ندارند، الحاق آن طفل به آنان، مشکل است. اما از طرف دیگر؛ انتساب طفل به ایشان، از نظر اجتماعی و خانوادگی، مطلوب است و معمولا ً صاحب اسپرم یا تخمک، ناشناخته بوده و خواهان طفل نمی باشد و از باب احسان و نوعدوستی، اقدام به دادن نطفه نموده است و نمی توان نسب ناخواسته بر او تحمیل کرد.207
* رابط? طفل با زنی که او را در رحم خود، پرورش داده است:
برخی از فقها، معتقدند که از آنجائیکه، طفل از تخمک او نیست ولی با توجه به اینکه رابط? طبیعی و فیزیولوژیکی بین این زن و طفل وجود دارد، قرابت رضاعی بین آنان وجود دارد.208
برخی دیگر از فقها، معتقدند که این طفل به زن صاحب رحم، ملحق شده و کلی? آثار نسب مشروع ، بین ایشان، برقرار می گردد. در واقع کودک دو مادر دارد: صاحب تخمک و صاحب رحم.209
مبحث دوم : دعوی نفی ولد و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این دعوی
همانطور که در قسمتهای قبل گفته شد، قانونگذار طفل متولد در زمان زوجیت را با احراز یک سری شرایط، به شوهر آن زن، متعلق می داند. از طرف دیگر حتی پس از انحلال نکاح نیز با اثبات برخی از شرایط لازم، ممکن است طفل به شوهر سابق، ملحق گردد. حال سئوال این است که آیا فردی که مطابق قانون و عرف، پدر یا مادر طفل تلقی می شود، یا بر مبنای شناسنامه، او را پدر یا مادر طفل می شناسند، می تواند از آن فرزند، نفی نسب نماید. نفی نسب بوسیل? پدر را اصظلاحا ًنفی ولد می گویند که معمولا ًاز طریق اثبات خلاف امار? فراش اقدام می گردد.
گفتار اول : دعوی نفی ولد و شرایط آن
بند اول : مفهوم نفی ولد
همانطور که گفتیم دعوی نفی نسب، بوسیل? شوهر، دعوی نفی ولد نامیده می شود. در این حالت، پدر طفل، معتقد است که پدر واقعی طفل نمی باشد. این ادعا از سه طریق قابل اثبات است؛
* نفی ولد در شرایطی که امار? فراش جاری نمی شود: یعنی زوج ثابت نماید که طفل در فاصل? کمتر از 6 ماه بعد از نکاح به دنیا آمده است. در این حالت، ادار? ثبت احوال نمی تواند برای طفل شناسنامه ای با نام خانوادگی شوهر صادر کند. البته در صورتیکه زن و شوهر هر دو در نزد مأمور ثبت احوال اقرار به فرزندی آن طفل بنمایند، مأمور ثبت احوال فرض را بر آن می گذارد که ازدواج قبلا ًصورت گرفته و فاصل? آن با تولد طفل، بیش از 6 ماه بوده و فقط ثبت ازدواج است که تاریخش با تاریخ تولد طفل همخوانی ندارد.
البته مشهور فقهای امامیه، در این خصوص معتقدند که قاعد? فراش در خصوص این طفل، اجرا نمی شود و بر شوهر واجب است که نفی ولد نماید، اما همچنان که سابقا ًنیز گفته شد؛ شیخ طوسی و شیخ مفید بر خلاف مشهور، شوهر را مخیر نهاده اند.
* نفی ولد با اثبات خلاف امار? فراش :
در این حالت، طفلی مورد نفی قرار می گیرد که شرع و قانون مطابق شرایط قاعد? فراش، او را فرزند آن پدر می دانند. در این حالت، پدر طفل باید خلاف این قاعده را ثابت نمایند. در خصوص راههای اثبات آن، میان فقها و قانون مدنی ایران، اختلاف نظر وجود دارد.
فقها معتقدند که مرد در این حالت باید عدم وقوع نزدیکی فی مابین خود و همسرش را در این فاصل? زمانی مقرر در قاعد? فراش به یکی از دو نحو ذیل ، ثابت نماید :
الف : اقرار زوجین به عدم نزدیکی در مدت مذکور
ب : ثبوت دوری زن و شوهر از یکدیگر از طریق شاهد یا هر دلیل دیگر.210
اما قانون مدنی ایران، اثبات دعوی نفی ولد را از هر طریقی، ممکن می داند و از منظر این قانون، کافی است که دلیلی ارائه شود که بتوان بوسیل? آن دلیل ، ثابت نموده که این فرزند، متعلق به شوهر نیست.
* نفی ولد از طریق لعان:
لعان، به معنای نفرین کردن آمده است و در اصطلاح حقوقی و فقهی به معنای سوگندی است که زن و شوهر در نزد حاکم بیان نموده و شوهر چهار بار زن دائمی خود را زناکار خطاب نموده یا طفل متولد از او را از خویش نفی می نماید و در مقابل زوجه نیز 4 بار با بیان سوگند، مرد را دروغگو خطاب می نماید. بعد از لعان، نکاح فی مابین، منفسخ بوده و این زن و مرد برای همیشه بر یکدیگر حرام خواهند شد. همچنین فرزند به پدر و خویشان پدری ملحق نشده و فقط متعلق به مادر و خویشان مادری خواهد بود. بنابراین فقط از ایشان ارث می برد و بالعکس.
بند دوم : شرایط طرح دعوا
دعوی نفی ولد به جهت شرایط حساسی که ایجاد خواهد نمود، باید به گونه ای از جانب شارع و قانونگذار تعبیه گردد که راه سوء استفاده را برای افراد سود جو و مردان هوس باز بی مسئولیت، ببندد. بنابراین قانونگذار، یک سری شرایط برای طرح این دعوا، قائل گردیده که در صورت عدم هر یک از این شرایط، دعوی نفی ولد، مسموع نخواهد بود. این شرایط به قرار ذیل هستند :
الف : دعوی نفی ولد مسبوق بر اقرار به ابوت نباشد.
به عبارت دیگر مردی که دعوی نفی ولد، مطرح می نماید، نباید قبل از آن، اقرار به ابوت آن طفل کرده باشد. ماد? 1161 قانون مدنی در این خصوص مقرر می دارد : “در مورد مواد قبل، هر گاه شوهر صریحا ًیا ضمناً اقرار به ابوت خود نموده باشد، دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود”. به عنوان مثال، اگر مردی پس از تولد طفل، در زایشگاه حاضر و به همسرش، گل یا هدیه داده باشد و یا مژدگانی به شخص خبر آوردند? زایمان بدهد یا برای بچه، شناسنامه بگیرد.
ب : رعایت مهلت دو ماهه جهت طرح دعوی :
ماد? 1162 قانون مدنی در این خصوص، چنین مقرر می دارد : “در مورد مواد قبل، دعوی نفی ولد، باید در مدتی که عادتا ًپس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل، برای امکان اقام? دعوی کافی می باشد، اقامه گردد و در هر حال، دعوی مزبور، پس از انقضای دوماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل، مسموع نخواهد بود.”مگر اینکه مطابق ماد? 1163 همین قانون، مهلت مرد را افزایش دهند. این ماده چنین اشعار می دارد : “در موردیکه شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند، به نوعی که موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر، از تاریخ حقیقی تولد طفل، مطلع شود، مدت مرور زمان دعوی نفی ولد، دو ماه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود.”
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در دعوی نفی ولد
همانطور که گفته شد؛ دعوی نفی ولد از سه طریق امکان پذیر می باشد؛ اول در جائیکه اساسا ًامکان اجرای قاعد? فراش ممکن نیست دوم در جائیکه قاعد? فراش جاری است اما با اثبات عدم وقوع نزدیکی، خلاف این قاعده را اثبات می نمایند و سوم از طریق لعان. البته این دلایل جزو دلایل شرعی می باشند و در دوران امروزی، می توان از طریق آزمایشات خون و DNA متوجه صحت یا سقم این دعوی گردید. اما تا جائیکه به دلایل شرعی مربوط می شود و آنچنانکه در شرایط طرح این دعوا و دلایل آن، مشاهده می شود در دعوی نفی ولد و اثبات عدم تعلق فرزند به شوهر، اثبات وقوع نزدیکی و مهمتر ازآن، اثبات تاریخ نزدیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.
مبحث سوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث
گفتار اول : آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث زوجین
همانطور که می دانیم؛ رابط? زوجیت دائم، برای تحقق ارث، کافی است. زوج? منقطعه مطابق قانون و شرع، ارث نمی برد، حتی اگر شرایط تمکین از شوهر خویش را در همه حال، فراهم نماید و زوج? دائم در هر حال، از اموال شوهر، ارث می برد، حتی اگر، یک بار نیز زناشوئی واقع نشده باشد. بنابراین، وقوع یا عدم وقوع زناشوئی، تأثیری در ارث زوجین ندارد.
گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در ارث اولاد
اولاد ، یک واژ? عربی وجمع مکسر واژ? ولد می باشد. ولد یا فرزند به کسی گفته می شود که خواه بی واسطه و خواه با واسطه، از دیگری بوجود آمده باشند. کسانی که بی واسطه، از یک زن و مرد، بوجود آمده باشند، اولاد خاص و کسانی را که با واسطه یا بی واسطه، بوجود آمده اند، اولاد به معنای عام می گویند، مثل نوه و نتیجه.211 در قانون مدنی ایران و شرع مقدس اسلام، که قانون مدنی، در این قسمت، از آن اقتباس شده است، طفل باید از رابط? مشروع بوجود آید تا فرزند قانونی آن زن و مرد بوده و بتواند از آثار حقوقی مقرر در شرع و قانون، بهره مند گردد. از این رو در این فصل آثار حقوقی مترتب بر زناشوئی برارث انواع اولاد مورد بررسی قرار می گیرد. در حال حاضر، چهار نوع فرزند، قابل بررسی می باشند؛ فرزند مشروع، فرزند نامشروع، فرزند خوانده و طفل ناشی از تلقیح مصنوعی، که در این مبحث طی چهار گفتار جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت و به این موضوع خواهیم پرداخت که آیا رابط? زناشوئی و کم و کیف آن می تواند در ارث اولاد نیز تأثیر بگذارد یا خیر.
بند اول : اولاد مشروع
ولد مشروع به فرزندی گفته می شود که دارای نسب مشروع باشد. شرایط تحقق نسب مشروع در فصل قبل، به تفصیل بیان گردیده است و از ذکر مجدد آن خودداری می شود. اما به عنوان اثر مترتب بر زناشوئی، می توان گفت که در صورتیکه زناشوئی میان یک زن و مرد در چارچوب شروط تحقق نسب مشروع باشد، فرزند متولد از این نزدیکی، از ایشان، ارث خواهد برد. در غیر این صورت، هیچگونه ارثی به او تعلق نخواهد گرفت.
بند دوم : اولاد نامشروع
مطابق ماد? 1167 قانون مدنی و نظر اجماعی فقها، به ولدالزنا، ارثی تعلق نمی گیرد. بنابراین آنچنانکه استنباط می شود؛ قانونگذار از رابط? زناشوئی نامشروع، که منتهی به تولد یک طفل می شود، حمایت نمی کند و چنین طفلی همانند کودکان مشروع، از پدر یا مادر خود ارث نمی برد.
بند سوم : فرزند خوانده
الف : تعریف فرزند خوانده
فرزندخواندگی یا تبنّی، عبارت است از اینکه کسی، دیگری را که فرزند طبیعی او نیست، به فرزندی بپذیرد.212 در حقوق اسلام، این اصطلاح، مورد پذیرش قرار نگرفته لیکن در حقوق ایران، قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب اسفندماه 1353 مورد تصویب قرار گرفته که در این قانون، سرپرستی، به رسمیت شناخته شده است که تا حدودی شباهت به فرزندخواندگی دارد. شرایطی که در این قانون برای اخذ سرپرستی، بیان شده است، عبارتند از؛
1 – وجود رابط? نکاح دائم بین زن و مرد سرپرست
2 – اقامت زن و شوهر در ایران
3 – توافق برای سرپرستی
4 – صاحب فرزند نشدن زوجین تا 5 سال از تاریخ ازدواج
5 – سن 30 سال حداقل برای یکی از زوجین
6 – عدم محکومیت جزائی مؤثر
7 – اهلیت
8 – شایستگی اخلاقی
9 – تمکن

دیدگاهتان را بنویسید