پایان نامه ارشد رایگان درمورد استان مازندران، منابع محدود، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه

فصل اول
مقدمه

1ـ مقدمه:
1ـ1ـ اهمیت مرکبات:
مرکبات از حدود 80 سال پیش با کاشت نهال‌های اصلاح شده ارزش اقتصادی و تجاری ویژه‌ای پیدا کرده است. تولید سرانه‌ی مرکبات جهان 17 کیلوگرم است، که این مقدار در ایران به 57 کیلوگرم می‌رسد. مصرف سرانه‌ی مرکبات جهان 16 کیلوگرم و این میزان در ایران 48 کیلوگرم برآورد شده است
(فاو1، 2009 و 2011).
با افزایش تقاضای مصرف میوه و فرآورده‌های مرکبات، تولید آن از چین (خاستگاه آن) به بیشتر نواحی حاره ای و نیمه حاره‌ای جهان گسترش یافته است به طوری که، باعث افزایش تولید کنونی جهان تا بیش از 30% شده است و این روند در آینده نیز ادامه خواهد داشت، طبق گزارشات بیشترین آمار تولید مرکبات مربوط به پرتقال است و بعد از آن نارنگی و گریپ فروت قرار دارند و کشور های برزیل و ایالات متحده آمریکا بزرگترین تولیدکنندگان مرکبات دنیا هستند، با افزایش تولید در آمریکا و برزیل میزان مصرف تازه خوری مردم افزایش یافته و مصرف فراورده‌های آن کاهش یافته است، اما در کشورهای در حال توسعه و چین و کشورهای مدیترانه‌ای تولید فراورده‌های مرکبات در حال افزایش است، با توسعهی صنایع فراوری مرکبات، صنعت تولید فراورده‌های جانبی ازمرکبات ایجاد شده است تا از بقایای پوست، اسانسهای روغن و ترکیبات دیگر استفاده بهینه صورت گیرد (فلوریدا2، 1999).
بر اساس آخرین آمار منتشر شده، مازندران با حدود 43 درصد سطح زیرکشت و 47 درصد میزان تولید در رأس تولید مرکبات کشور قرار دارد. در باغ‌های استان مازندران نزدیک به یک میلیون و ششصد هزار تن مرکبات، تولید می‌شود. در سطح جهانی مازندران جزو ده تولید کننده بزرگ این محصول است (جهاد کشاورزی استان مازندران، 1386).
مرکبات حاوی املاح و سرشار از ویتامین های B AP, ( یک ماده ویتامین مانند) است. نزدیک به یکصد صنعت، از مرکبات در تولید فرآورده‌های خود استفاده (ابراهیمی، 1363).
از موارد مهم و قابل توجه در صنعت مرکبات بالابردن ارزش افزوده این محصول از طریق تولید محصولات جانبی است. این محصولات شامل مواد اولیه دارویی، مواد غذایی، آرایشی و بهداشتی است. اسانس پوست میوه مرکبات می‌تواند به عنوان محصولی جانبی در کارخانجات صنایع تبدیلی مورد توجه قرار گیرد و یا اینکه به عنوان یک محصول اصلی به طور خاص از ارقام معینی استخراج شود (فتوحی قزوینی و همکاران، 1385).
پرتقال فراوانترین منبع ویتامین ث است. همچنین شامل مقادیر قابل توجهی قند، کربوهیدرات، فلاونوئیدها، روغن های اسانسی و مواد معدنی می باشد (فیور3، 1995). درصنعت فرآوری، عمده کاربرد مرکبات، تولید آب‌ میوه یا نوشیدنیهای با پایه مرکبات در صنایع غذایی میباشد (مانتی4، 2001).
تولید مرکبات به شرایط آب و هوایی خاصی نیاز دارد. که این شرایط در مناطق گرم بین دو مدار 40 درجه شمالی و 40 درجه جنوبی (کمربند مرکبات) بر قرار است. مناطق عمده کاشت این کمربند در عرض جغرافیایی 20 تا 40 درجه شمالی و 20 تا 40 درجه جنوبی قرار دارند (آصفی و همکاران، 1383).
کشت متراکم مرکبات در بیشترکشورهای عمده تولیدکننده مرکبات مانندایتالیا، برزیل، آفریقای جنوبی و ایالتهای کالیفرنیا و فلوریدای آمریکا برای بازگشت سریع سرمایه و کاهش هزینه‌های تولید بسیار رایج است. تحقیقاتی برای ارائه مناسب‌ترین تراکم کاشت، برای افزایش سودبخشی و ارزیابی روش‌هایی برای کاهش قدرت درخت انجام ‌شده است (رز5، 1990).
در ایران مرکبات جایگاه دوم تولید را پس از سیب داشته و علاوه بر تازهخوری، در صنعت فراوری غذایی نیز مصارف عمدهای دارند. میزان تولید مرکبات در ایران حدود چهارمیلیون تن درسال است (قزوینی و فتاحی مقدم، 1389).
1ـ2ـ گیاه‌شناسی مرکبات
مرکبات از خانوادهRutaceae و زیر خانواده Aurantioideaeهستند. مرکبات گیاهانی بوته‌ای، درختچه‌ای با شاخ و برگ متراکم و یا درختی با گل های سفید مایل به ارغوانی هستند. گل‌ها 4- 8 گلبرگ ضخیم سفید، قرمز یا ارغوانی رنگ، 4- 5 کاسبرگ و 16- 32 پرچم دارند. مرکبات با داشتن گل‌های معطر و شهد فراوان، توجه حشرات به ویژه زنبور عسل را به خود جذب می‌کند (دریس6، 2003).
رشد اکثر گونه‌های مرکبات در درجه حرارت پایین تر از 8/12 درجه سانتی گراد متوقف و یا خیلی کند می‌شود، مناسبترین درجه حرارت برای رشد مرکبات بین 3/28 تا 7/32 درجه سانتیگراد می‌باشد، دمای بالای 45 درجه سانتیگراد به میوه و برگهای ارقام حساس به گرما مانند پرتقال واشنگتن ناول و نارنگی ساتسوما نسبت به دیگر ارقام آسیب شدیدی وارد می‌کند. در مورد اثرات سرما گونه‌های مختلف، عکسالعمل متفاوت نشان می‌دهند، مثلا لیمو ترش و لمون نسبت به سرما حساس بوده و مناطق گرمسیری را ترجیح می‌دهند، این گونه‌ها در تمام طول سال رشد نموده و بار می‌دهند و در تمام طول سال مراحل مختلف رشد گل و میوه را می‌توان روی یک درخت مشاهده کرد، بعضی از گونه‌ها مثل نارنج سه برگ و کامکوات نسبت به سرما مقاوم بوده و مناطق نسبتا سرد را خوب تحمل می‌کنند، گریپ فروت و پرتقال گونه‌هایی هستند که ازاین نظر بین این دو دسته قرار می‌گیرند، نسبت به شوری حساس هستند. بهترین خاک برای پرورش مرکبات خاک‌های شنی لومی می‌باشد، خاکی که از 2 میلی موس بر سانتی متر مربع بالاتر رود میزان عملکرد پایین می‌آید، بعضی از پایه ها مانند نارنگی کلئوپاترا7 و لیمو شیراز نسبت به شوری مقاوند و در چنین شرایطی، می‌توان از این پایه‌ها استفاده نمود. بهترینpH
برای رشد مرکبات بین 7- 5/5 می‌باشد و مرکبات جهت رشد و نمو در مناطق مرطوب 750 و مناطق خشک 1500 میلی‌متر (15 هزار متر مکعب در هکتار) آب در سال نیاز دارند (مرجع باغبانی ایران، 1389).
1-2-1 ارقام و پایههای معروف مرکبات در مازندران:
پرتقال (تامسون، سانگین، بیروتی، سانگین ناول)، نارنگی (انشو کلمانتین، پیچ، یونسی)، لیمو شیرین و گریپ فروت (وزارت جهاد کشاورزی ، 1387).
1-2-2 سیستم‌های طبقهبندی مرکبات:
سیستم های متفاوتی جهت طبقه بندی گیاهان این خانواده از حدود 100سال قبل تا کنون به کار برده شده است. اولین سیستم طبقه بندی در سال های 1875 و 1896 به ترتیب توسط هوکرو انگلر بر اساس مشخصه های مرفولوژیکی و منشا فرضی گونه‌ها ارایه شد. دومین سیستم طبقه بندی در طی قرن نوزدهم میلادی، سوئینگل مرکبات را به دو شاخه‌ی اصلی زیر تقسیم کرد:
1- Clauseneae و 2- Citreae. در سومین سیستم طبقه بندی گیاه‌شناسی ژاپنی به نام تاناکا این طبقه بندی را محدود دانست و طبقه بندی خود را با گسترش و وسعت بیشتری ارائه نمود. به همین جهت برایCitrus در طبقه بندی خود 16 گونه را قرار داد. چهارمین سیستم طبقه بندی توسط هوگس انجام شد او گونه های جنس Citrus را 36 عدد دانسته که در 16 گونه با طبقه ‌بندی سوئینگل و 20 گونه با طبقه بندی تاناکا مشترک است. پنجمین سیستم طبقه بندی در اواسط سال 1890 میلادی دو محقق به نام هایبارت و رودز با مطالعه‌ی فیلوژنتیکی مرکبات، حدود 146 مشخصه مورفولوژیکی و بیوشیمیایی در درخت، برگ، گل و میوه معرفی نمودند، امروزه برای طبقه بندی مرکبات از اطلاعات بیوشیمیایی حاصل از روش هایی مانند الکتروفروز پروتئین‌ها، آیزوزایم‌ها، ریزماهواره‌ها و آنالیز ژنوم‌ها به منظور شناسایی روابط بتانیکی مرکبات استفاده می‌شود (دریس8، 2003).

جدول شماره 1ـ1ـ طبقه بندی مرکبات
طبقه بندی سوئینگل- نام فارسی
نام رایج انگلیسی
طبقه بندی سوئینگل
لیمو ترش
Lime
C. aurantifolia christm
نارنج
Sour orange
C. aurantium L

(an Indian species )
C. indian Tan
سلطان مرکبات
Pummelo, Shaddock
C.maxima Merril; or grandis Osbeck
لیمو شیرین
Lemon
C. limon (L) Burm.F
بالنگ
Citron
C.medica L
گریپ فروت
Grapefruit
C. paradise Macf
نارنگی
Mandarin, Tangerine
C.reticulate blanco
پرتقال
sweet orange
C.siensis Osbeck

A Japanese species
C.tachibana (Mak) Tan

1ـ3ـ اهمیت مصرف کود در حاصلخیزی خاک:
یکی از موجودات زندهای که به خاک وابسته است گیاه است. گیاه برای رشد و ادامه زندگی خود، جایی که هست بایستی به اندازه کافی مواد غذائی وجودداشته باشد، در خاک بطور طبیعی عناصر متعددی وجود دارد، فقط میزان این عناصر در هر زمان بقدر کافی وجود ندارد، خاکی که روی آن کشت و زرع می‌شود به مرور زمان مواد غذایی درون خاک آن کاهش می یابد، در اینجاست که اهمیت تغذیه گیاهی شروع می‌شود، درختان نیاز سالیانه مواد غذایی خود را از زمین جذب می‌نمایند چنانچه مواد غذائی جذب شده جایگزین نگردد در آن صورت کمبودهائی در عملکرد و یا کیفیت محصول بوجود خواهد آمد که برای جلوگیری از چنین وضعیتی عناصر مورد نیاز به حد کافی بایستی اضافه کرده و آن‌را تقویت کنیم (جهاد کشاورزی، 1385). ورود مواد آلی به خاک با افزایش مقدار و قابلیت جذب عناصر غذایی توسط گیاه سبب افزایش سطح حاصلخیزی خاک و همچنین بهبود شرایط فیزیکی آن می‌شود (اکبری‌نیا و همکاران، 1383).

1ـ4ـ کاربرد کودهای بیولوژیک:
در چند دهه اخیر مصرف نهاده‌های شیمیایی در اراضی کشاورزی موجب معضلات زیست محیطی عدیده‌‌ای از جمله آلودگی منابع آب، افت کیفیت محصولات کشاورزی و کاهش میزان حاصلخیزی خاک‌ها گردیده است (شارما9، 2002).
این عوامل باعث شده است که برای تأمین نیاز غذایی گیاهان به سمت مصرف کودهای غیرشیمیایی گرایش بیشتری صورت پذیرد. کودهای زیستی حاوی مواد نگهدارندهای با جمعیت متراکم یک یا چند نوع ریزجاندار مفید خاکزی و یا به صورت فرآورده متابولیک این موجودات می‌باشند که به منظور بهبود حاصلخیزی خاک و عرضه مناسب عناصر غذایی مورد نیاز گیاه در یک سیستم کشاورزی پایدار به کا رمی‌روند (صالح راستین، 1386).
گرچه استفاده از کودهای بیولوژیک در کشاورزی قدمت زیادی دارد ولی بهره برداری علمی از این گونه منابع سابقه چندانی ندارد .هر چند کاربرد این کودها در چند دهه اخیرکاهش یافته ولی امروزه با توجه به مشکلاتی که مصرف بی‌رویه کودهای شیمیایی به وجود آورده است استفاده از آنها در کشاورزی مجدداً مطرح شده است (معلم و عشقی‌زاده، 1386).
کودهای بیولوژیک در مقایسه با مواد شیمیایی مزیت‌های ‌قابل توجهی دارند. از آن جمله این قابلیت تکثیر خود به خودی دارند و باعث اصلاح خصوصیات فیزیکیوشیمیایی خاک می‌شوند(استارک10، 2007).
کودهای بـیولوژیک منحصراً به مواد آلی حاصل از کودهای دامی، پسمان‌های گـیاهی و غیره اطلاق نمی‌شود بلکه تولیدات حاصل از فعالیت میکروارگانیزم‌هایی که در ارتباط با تثبیت نیتروژن و یا فراهمی فسفر و سایر عناصر غذایی د رخاک فعالیت می‌کنند را نیز شامل می‌شوند (صالح راستین، 1377).
1ـ5ـ عملیات کوددهی در مرکبات:
کودهای شیمیایی ازعوامل اصلی حفظ حاصلخیزی خاک به شمار می‌روند ولی کاربرد زیاد آنها به همراه عملیات مدیریتی نامناسب ازجمله سوزاندن کاه و کلش مقدارماده آلی خاک را به شدت کاهش داده و این موضوع روی ویژگیه
ای فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیکی خاک تأثیرگذاشته و خطر فرسودگی این خاک‌ها را افزایش میدهد. در طی فصل رشد، نیتروژن معدنی باید به منظور دستیابی به عملکرد بالا فراهم باشد لیکن انباشتگی زیاد نیترات در خاک به افزایش تلفات نیتروژن و آلودگی محیط می‌انجامد (داوری نژاد و همکاران، 1383).
تغذیه با کودهای شیمیایی می‌تواند نقش مهمی را در تولید نهال‌های مرکبات دارا باشد. نیتروژن مهمترین عنصر غذایی در تغذیه گیاهان، بویژه در خزانه که گیاهان با تراکم بالا کشت شده و در حال رشد سریع هستند، می‌باشد. امروزه با توجه به مشکلات زیست محیطی اصلاح برنامه کود نیتروژنی برای کاهش هزینه‌های تولید و بدست آوردن رشد مطلوب ضروری است (ماست11، 1994).
ضرورت تامین نیتروژن برای رشد رویشی دانهال‌های مرکبات توسط محققین زیادی گزارش گردیده است سیورستن اعلام کرد میزان کلروفیل و بازده استفاده از آب و دی اکسید کربن در برگ‌های مرکبات رابطه نزدیکی با مقدار نیتروژن برگ دارد (سیورستن12، 1987).
راه تولید محصولات سالم و عاری از آلاینده‌های مهمی نظیر نیترات و کادمیم از مصرف بهینه کود می‌گذرد. یعنی باید مصرف کود را در کشور بهینه و مطابق با برداشت گیاه نمود تا امکان تولید محصولات کشاورزی سالم با سهولت بیشتری فراهم گردد. بی‌گمان یکی ازاصول اولیه‌ی‌تولید پایدار، ارتقا‌ی کیفی خاک از بعد حاصلخیزی و برگرداندن مجدد عناصر غذایی جذب شده توسط گیاهان به خاک می‌باشد که متأسفانه در برنامه کودی کشور نادیده گرفته شده است (بای‌بوردی، 1385).
مصرف نامتعادل کودهای شیمیایی در مرکبات شمال (اوره و فسفات آمونیوم آن هم با جایگذاری غیر علمی)، یکی دیگر از دلایل عمده پایین بودن بازدهی کودهای شیمیایی مصرفی می‌باشد (ملکوتی و همکاران، 1379؛ اسدی و محمودی، 1380؛ ملکوتی، 1381).
1ـ6ـ کمپوست:
منابع محدود سنتی موادآلی همچون کودهای حیوانی جوابگوی نیاز روزافزون بخش کشاورزی به کودآلی نیست (بایبوردی و همکاران، 1379). از این رو استفاده از مواد زائد مختلف دیگر همچون مواد زائد جامد آلی، لجن فاضلاب، زائدات کشاورزی و مواد زائد صنعتی، به عنوان منبع موادآلی رو به گسترش است. بعضی از این مواد زائد، قبل از استفاده بر روی زمین‌های کشاورزی و به منظور کاهش خطرات بهداشتی محیطی آنها، بایستی پردازش شوند. اخیراً فرایند کمپوست با استفاده از کرم‌های خاکی کمپوست کننده به عنوان یک فناوری آسان و یک فرایند طبیعت دوست برای بدست آوردن کود آلی از مواد زائد و تثبیت آن مورد توجه قرارگرفته است (جیبل13، 2001).
کود ورمیکمپوست حاصل از این فرایند که متشکل از فضولات کرم‌های خاکی، مواد بستری، مواد زائدآلی در مراحل مختلف تجزیه، کرم‌های خاکی در مراحل مختلف تکامل و میکروارگانیسم‌های مربوط به فرایند کمپوست میباشد (دیکرسون14، 1999).
برای مدیریت حاصلخیزی خاک در نظام‌های تولید ارگانیک، تولیدکنندگان معمولاً گیاهان پوششی یا انواع گوناگونی از کودهای آلی را استفاده می‌کنند. گیاهان پوششی از اقتصادی ترین منابع نیتروژن آلی بوده و فواید زیادی را برای تولید موفق محصول به همراه دارند. بدین ترتیب نیاز به مصرف کودهای آلی برای تغذیه

Leave a Reply