دانلود پایان نامه

جدول 4-7، یافته‌های توصیفی خرده ‌مقیاس‌های تحقیق در گروه مادران کم‌شنوا 58
جدول 4-8، آزمون کولموگروف اسمیرنوف تک نمونه‌ای 59

جدول 4-9، آزمون F لوین برای بررسی همگنی واریانس‌ها در گروه‌ها 59
جدول 4-10. مقایسه میانگین‌های دو گروه در تاب‌آوری60

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جدول 4-11. مقایسه میانگین‌های دو گروه در بی‌ثباتی ازدواج60
جدول 4-12. مقایسه میانگین‌های دو گروه در بهزیستی روانشناختی61
جدول 4-13، تاب‌آوری در مادران کودکان کم‌شنوا62
جدول 4-14، تاب‌آوری در مادران کودکان عادی63
جدول 4-15، بی‌ثباتی ازدواج در مادران کودکان کم‌شنوا 64
جدول 4-16، بی‌ثباتی ازدواج در مادران کودکان عادی65
جدول 4-17، بهزیستی روان‌شناختی در مادران کودکان کم‌شنوا 65

جدول 4-18، بهزیستی روان‌شناختی در مادران کودکان عادی 69
جدول 4-19، مقایسه داده‌های کیفی در مورد تاب‌آوری در دو گروه مادران71
جدول 4-20، مقایسه داده‌های کیفی در مورد بی‌ثباتی ازدواج دو گروه از مادران72
جدول 4-21، مقایسه داده‌های کیفی در مورد بهزیستی روان‌شناختی در دو گروه مادران73
نمودارها:
نمودار 4-1. توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک درآمد 54
نمودار 4-2. توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک تحصیلات 55
نمودار 4-3. توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک سن 56
نمودار 4-4. توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک تعداد فرزندان 57
نمودار 4-5. توزیع فراوانی نمونه موردمطالعه به تفکیک وضعیت اشتغال 58

فصل اول: کلیات پژوهش
مقدمه
در زندگی خانوادگی، گاهی کودکان موجب رنجش و ناسازگاری و نارضایتی والدین می‌شوند و زمانی عامل رضایتمندی هستند. وجود کودک کم‌توان در خانواده غالباً تجربه‌ای ناراحت‌کننده است. یکی از مهم‌ترین علت‌های ناتوانی کودکان، کم شنوایی است که برای بسیاری از والدین، احساسی شبیه داغ‌دیدگی به همراه دارد (موللی و نعمتی،2010). خانواده‌های دارای کودکان کم‌شنوا با چالش‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شوند و در این‌ بین، مادران به علت نقش مراقب مسئولیت بیشتری در قبال این کودکان دارند. درنتیجه با مشکلات مربوط به سلامت روان و بهزیستی روان‌شناختی بیشتری مواجه می‌شوند. اینکه والدین و بخصوص مادران چه طور با این تجربه مختل‌کننده مواجه می‌شوند و آن را کنترل می‌کنند تا حد زیادی به تاب‌آوری والدین و بخصوص مادر بستگی دارد و در این بین ممکن است والدین نتوانند با شرایط پیش رو سازگار شوند و احتمال وقوع طلاق بالا رود.
یکی از عواملی که می‌تواند عملکرد روانی خانواده را در قالب تفکر، خلق و رفتار بهبود دهد و توان مقابله با مشکلات را افزایش دهد، تاب‌آوری است (میکائیلی، گنجی و طالبی جویباری، 1391). به اعتقاد روبینز (2008) در طی یک دهه اخیر و با گسترش مباحث مربوط به روان‌شناسی مثبت تمایل به جنبه‌های مثبت سلامت روان همراه با ابعاد منفی آن در حال افزایش است. تاب‌آوری یکی از سازه‌های اصلی این رویکرد می‌باشد که جایگاه ویژه‌ای در حوزه روان‌شناسی خانواده و بهداشت روان دارد.
تاب‌آوری، به توانایی فرد در برقراری تعادل زیستی – روانی در شرایط خطرناک گفته می‌شود (کانر و دیوید سون، 2003). کامپفر (2002) باور داشت که تاب‌آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در سختی‌ها است و ازاین‌رو موجب سازگاری موفق در زندگی می‌شود. سازگاری مثبت بازندگی، هم به‌عنوان پیامد تاب‌آوری و هم به‌عنوان پیش‌آیند آن، می‌تواند محسوب شود. وی این موضوع را ناشی از پیچیدگی تعریف این سازه و نگاه فرآیندی به تاب‌آوری می‌داند. تاب‌آوری به فرآیند پویایی انطباق مثبت با تجربه‌های تلخ و ناگوار اطلاق می‌شود (لاتار و چیچتی، 2000) که مقاومت در برابر استرس (گارمزی، 1985) یا رشد پس ضربه‌ای (سنول-دوراک و آیواسیک، 2010) نیز نامیده شده‌اند که در امتداد یک پیوستار با درجات متفاوت از مقاومت در برابر آسیب روانی قرار می‌گیرد (اینگرام و پرایس،2001). بنا به تعریفی از اولسون، بوند، برنز، برودیک و سایر (2003) تاب‌آوری به انطباق موفقی گفته می‌شود که در مصائب و استرس‌های ناتوان ساز آشکار می‌شود. این تعریف بیانگر این است که تاب‌آوری مستلزم تعامل پیچیده بین عوامل خطرساز و محافظت‌کننده است.
یکی دیگر از متغیرها که می‌تواند به شکل منفی تحت تأثیر کودکان کم‌شنوا قرار گیرد، ثبات ازدواج والدین است. میزان بالای طلاق در ایران و افزایش درصد زنانی که خواستار طلاق‌اند، نشانگر افزایش اختلافات زناشویی است. ازنظر لارسون و هولمن (1994)، ثبات زناشویی سه جزء اساسی «شور و اشتیاق»، «صمیمیت» و «تعهد» را شامل می‌شود. درواقع بی‌ثباتی ازدواج زمانی مطرح است که یکی از زوجین یا هردوی آن‌ها درباره طلاق یا جدایی می‌اندیشند و یا اعمالی را انجام می‌دهند که به پایان رساندن ازدواج، گرایش دارد (بوث و ادوراز، 1985؛ براون، سنچز، نوک و رایت، 2006؛ هاه لگ و ریچتر،2010).
به‌طورکلی مفهوم بی‌ثباتی ازدواج به‌عنوان قطب منفی از یک پیوستاری که تداوم و پیوستگی ازدواج را نشان می‌دهد، دیده می‌شود. اگر یک ازدواج باثبات و پایدار نیروهای زیادی دارد که هر یک از زوجین را ملزم به باهم بودن می‌کند، یک ازدواج ناپایدار و بی‌ثبات نیروهای زیادی دارد که هر یک از زوجین را در جهت جدا شدن از هم سوق می‌دهد (بوث، جانسون و ادوارز، 1983). از سوی دیگر، پژوهش‌ها نشان دادند که ناسازگاری زناشویی با بهزیستی روان‌شناختی رابطه منفی دارد (کرمی، زکی یی و خدادادی، 1391).
ریف و سینگر (1989) معتقدند که، بهزیستی روان‌شناختی چیزی فراتر از فقدان بیماری است و به آنچه فرد برای بهزیستی به آن نیاز دارد اشاره دارد. ریف دریافت که محققان درباره معیارهایی از قبیل دیدگاه مثبت نسبت به خود، توانایی ایجاد بافت‌هایی منطبق با وضعیت روانی خود، روابط گرم و قابل‌اعتماد با دیگران، احساس هدفمندی و جهت مندی، رشد پیوسته‌ی توانایی‌های بالقوه‌ی فردی و خودمختاری اتفاق‌نظر دارند. بهزیستی روان‌شناختی را می‌توان واکنش‌های عاطفی و شناختی به ادراک ویژگی‌ها و توانمندی‌های شخصی، پیشرفت بسنده، تعامل کارآمد و مؤثر با جهان، پیوند و رابطه مطلوب با جمع و اجتماع و پیشرفت مثبت در طول زمان تعریف کرد. این حالت می‌تواند مؤلفه‌هایی مانند رضایت از زندگی، انرژی و خلق مثبت را نیز در برگیرد (کارادماس، 2007).
بیان مسئله:
ازجمله متغیرهایی که باعث افزایش سلامت روان و بهزیستی روان‌شناختی این مادران می‌شود، تاب‌آوری است که به افراد در مواجهه و سازگاری در موقعیت‌های پرتنش کمک می‌کند و آن‌ها را در مقابل اختلالات روان‌شناختی حفظ می‌کند. با توجه به تعریف تاب‌آوری والدین دارای کودکان کم‌توان ذهنی هرچقدر تابآورتر باشند، توان عملکرد مثبت در شرایط ناگوارشان بالاترمی رود و در برابر رنج ناشی از نگهداری فرزندانشان مقاوم‌تر خواهند بود و کیفیت زندگی‌شان هم بالاتر خواهد رفت (حق رنجبر، کاکاوند، برجعلی و برماس، 1390).
هیمان (2002) در پژوهشی مربوط به تابآوری و چیره شدن بر مشکلات و انتظارات آینده در خانواده‌هایی با کودکان ناتوانی یادگیری و معلولیت جسمانی، نتیجه گرفت که والدین این کودکان نیاز به الگوهای سازگاری و حمایتی دارند؛ زیرا پدر و مادرها مجبور به ایجاد تغییراتی در زندگی خود می‌شوند و در زندگی اجتماعی خود نیز سطوح بالایی از سرخوردگی و نارضایتی و تلاش زیادی برای حفظ زندگی عادی و قبلی خود می‌کنند.
طبق پژوهش حق رنجبر و همکاران (1390)، با عنوان تاب‌آوری و کیفیت زندگی مادران دارای کودکان کم‌توان ذهنی، یافته‌ها حاکی از آن بود که بین تاب‌آوری و تمام مؤلفه‌های کیفیت زندگی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. میکائیلی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان مقایسه تاب‌آوری، رضایت زناشویی و سلامت روان در والدین با کودکان دارای ناتوانی یادگیری و عادی به این نتیجه رسیدند که بین دو گروه والدین، ازنظر رضایت از زندگی، تاب‌آوری و سلامت روان تفاوت معنی‌داری وجود دارد اما متأسفانه پژوهشی در مورد تاب‌آوری بر روی مادران کودکان کم‌شنوا، به‌طور جداگانه انجام‌نشده است. بیات (2007) هم در بررسی شواهد تاب‌آوری در خانواده‌های کودکان اوتیسم وجود چند عامل از تاب‌آوری را در خانواده‌ها، شناسایی کرد، ازجمله: ارتباطات خانواده و نزدیکی افراد خانواده، معنادار کردن مثبت معلولیت و معنویت و رشد شخصی. نتایج نشان داد که شناسایی خاص فرآیندهای تاب‌آوری، مثل معنی سازی مثبت ناتوانی، بسیج منابع و یکپارچه شدن به‌عنوان یک خانواده می‌تواند باعث لذت بیشتر از زندگی شود.
تولد و حضور کودک ناتوان در خانواده با تأثیرگذاری بر کمیت روابط زناشویی و ایجاد دگرگونی در شرایط معمول خانوادگی و چگونگی تعامل اعضای خانواده می‌تواند موجب آشفتگی و افزایش میزان استرس در والدین شود و درنتیجه به عملکرد خانواده و رضایت زناشویی آسیب می‌رساند (دیسون، 1997؛ هینترمیر، 2006؛ اسچفر، ویکراما و کیت، 1998). نمی‌توان از این نکته غافل شد که نارضایتی و اختلاف زناشویی والدین بر سازگاری و رشد عاطفی کودکان اثر منفی می‌گذارد و هیجان‌های مثبت و منفی ناشی از کیفیت روابط زناشویی به روابط والد-کودک نیز منتقل می‌شود (ال- شیخ و هارگر، 2001؛ هیل، 2013).
مطالعه رماین و براون (2010) نشان می‌دهد که والدین کودکان کم‌شنوا سازگاری زناشویی کمتری نسبت به والدین کودکان عادی دارند. هنگلر، واتسون، ولان و مالن (1990) حتی به این نتیجه رسیدند که میزان رضایت زناشویی این والدین با میزان شنوایی فرزندشان مربوط است. قراشی، سرندی، فرید (1391) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که رضایتمندی زناشویی والدین کودکان کم‌شنوا نسبت به والدین کودکان عادی پایین‌تر است.
وجود کودک معلول، تأثیر منفی بر خانواده می‌گذارد. شواهد نشان می‌دهد که والدین کودکان ناتوان از سلامت جسمی و روانی ضعیف‌تری برخوردار هستند. اکثر این والدین دچار کمردرد، سردرد، میگرن، زخم روده، اضطراب، خشم، احساس گناه، اندوه، انزوای اجتماعی، محرومیت از خواب و افسردگی هستند (گرنکیوویست و کیرک پاتریک، 2004؛ مورفی، کریستین، کاپلین و یانگ، 2007). نتایج پژوهش یزد خواستی و یار محمدیان (1388) نیز نشان داد که میانگین افسردگی مادران کودکان ناشنوا بیشتر از مادران کودکان شنواست. مادران کودکان کم‌شنوا علاوه بر تحمل فشارهای مرتبط بازندگی عادی، فشار حاصل از وجود کودک کم‌شنوا را نیز تحمل می‌کنند.
موللی و نعمتی (2010) گزارش دادند که مشکلاتی مانند اختلال در ارتباطات گفتاری، مشکلات آموزشی و تحصیلی، هزینه‌های سنگین توان‌بخشی شنوایی و سمعک باعث نگرانی و استرس والدین می‌شود. وی می‌افزاید نگرانی از آینده شغلی، تحصیلی و اجتماعی کودک، طولانی بودن برنامه توان‌بخشی و مشکلات موجود در جامعه، مثل نگاه کنجکاوانه و ترحم‌آمیز دیگران، به‌نوبه خود باعث افزایش فشار روانی والدین شده و سلامت روان و بهزیستی روان‌شناختی آن‌ها را تحت تأثیر قرارمی دهد. فلک افلاکی و کلانتر کوشه (2013) در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که مادران کودکان کاشت حلزون نسبت به مادران کودکان عادی افسردگی و استرس و نگرانی بیشتری دارند.
بررسی‌های نریمانی، آقامحمدیان و رجبی (1386) نشان دادند که مادران کم‌شنوا و مادران کودکان استثنایی، در مقایسه با مادران کودکان عادی، سطح سلامت عمومی و روانی کمتر و اضطراب، افسردگی و پرخاشگری بیشتری نشان دادند. میتچل و هاوسر-کرام (2008) دریافتند که مادران نوجوانان مبتلابه ناتوانی‌های رشدی، بهزیستی روان‌شناختی کمتر و افسردگی بیشتری از خود نشان می‌دهند. در تحقیقی که توسط قاسم پور (1391) انجام شد، مشخص شد که میزان بهزیستی روان‌شناختی و مؤلفه‌های آن در مادران کودکان ناشنوا به‌طور معناداری پایین‌تر از مادران کودکان عادی است.
اغلب پژوهش‌های انجام‌شده کودکان استثنایی را به‌صورت کلی مدنظر قراردادند و کودکان ناشنوا در پژوهش‌های اندکی به‌طور جداگانه موردمطالعه قرارگرفته‌اند. این در حالی است که 15 تا 26 درصد جمعیت جهان دارای نقص شنوایی هستند، بوبیکو و همکاران (2007) گزارش دادند که از هر 1000 نفر، 7 نفر دارای کم شنوایی شدید تا عمیق هستند که معمولاً کم شنوایی در آن‌ها قبل از شکل‌گیری زبان اتفاق افتاده است. حدوداً یک کودک در 2700 کودک با نقص شنوایی متولد می‌شود و شیوع این اختلال در سال اول زندگی افزایش می‌یابد و به حدود یک نفر در 1000 نفر می‌رسد (هیندلی،2005)
ازآنجایی‌که وجود کودک کم‌شنوا، علاوه بر تأثیر بر میزان استرس و فشار به خانواده و والدین، می‌تواند باعث اختلافات زناشویی و جدایی شود (کویتنر و همکاران،2010) و با توجه به اینکه آمار طلاق در ایران و خارج از کشور رو به افزایش است، بطوریکه تا سال 1389، 137200 نفر در ایران طلاق گرفته‌اند که نسبت به مشابه سال قبل 9 درصد افزایش داشته است (سایت ثبت‌احوال کشور،1392)، بررسی مسائل مرتبط با طلاق می‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد. از سوی دیگر، بنا بر تحقیقات میکائیلی منیع (1387) و قاسم پور (1391) بهزیستی روان‌شناختی مادران کودکان کم‌شنوا کمتر از مادران عادی است.
اکنون این سؤال مطرح می‌شود که آیا وجود کودک کم‌شنوا می‌تواند در بی‌ثباتی ازدواج، تاب‌آوری و بهزیستی روان‌شناختی والدین تأثیر و نقشی داشته باشد؟ بر این اساس، مقایسه مؤلفه‌هایی همچون بیثباتی ازدواج، تاب‌آوری و بهزیستی روان‌شناختی مادران در دو گروه از مادران دارای کودکان عادی و فرزند کم‌شنوا در تحقیق حاضر انجام خواهد گردید.
اهمیت و ضرورت پژوهش:
میزان بالای طلاق در جوامع تأییدکننده این حقیقت است که بسیاری از زوجین تمایلی نسبت به ماندن در ازدواج‌های ناکام را ندارند، تحقیقات در ایالات‌متحده نشان می‌دهد که 60 درصد زوجین در اولین سال ازدواج، سرخوردگی را تجربه می‌نمایند (کایزر،1993). بیش از 60 درصد از اولین ازدواج‌ها در آمریکا به طلاق ختم می‌شود (چرلین،1992). در ایران هم شاهد افزایش نرخ طلاق و سست‌تر شدن نظام خانواده هستیم. به‌طوری‌که در سال 1383 به ازای هر 8/9 ازدواج صورت گرفته، 1 مورد طلاق رخ‌داده است و این نسبت در سال 1389 کاهش چشمگیری داشته است، به‌طوری‌که در این سال به ازای هر 5/4 ازدواج صورت گرفته 1 مورد طلاق ثبت‌شده است و با توجه به آمار سایت سازمان ثبت‌احوال کشور بین 43 تا 50 درصد طلاق‌ها در 5 سال اول زندگی مشترک اتفاق افتاده است (سایت ثبت‌احوال کشور،1392).
والر و هیل (1951) اولین محققانی بودند که پیشنهاد دادند طلاق ممکن است ریشه در سرخوردگی زوجین داشته باشد. سرخوردگی و فرسودگی زناشویی، کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که بااحساس بیگانگی، بی‌علاقگی و بی‌تفاوتی زوجین به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به‌جای عواطف مثبت همراه است. در یک ازدواج سرخورده یکی یا هردو زوج ضمن تجربه احساس گسستگی از همسر و کاهش علایق و ارتباطات متقابل، نگرانی‌های قابل‌توجهی در خصوص تخریب فزاینده رابطه و پیشروی به سمت جدایی و طلاق دارند .
کایزر (1993) معتقد است باوجوداینکه تمامی ازدواج‌ها به‌نوعی سرخوردگی را تجربه می‌کنند اما بسیاری از این ازدواج‌ها باکیفیت پایین ادامه یافته و زندگی متأهلی بی‌ثباتی را تشکیل می‌دهند که متمایل به فروپاشی است، اگرچه ممکن است لزوماً به طلاق منجر نشود.
در سه‌ماهه اول سال 93، 75623 نفر طلاق گرفته‌اند که نسبت به مدت مشابه قبل 6/7 درصد افزایش داشته است (سایت ثبت‌احوال کشور،1393)، بررسی مسائل مرتبط با طلاق می‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد. در زندگی خانوادگی، گاهی کودکان اسباب رنجش، بی‌حوصلگی، ناسازگاری و نارضایتی والدین و زمانی پیام‌آور رضایتمندی و مایه‌ی امید والدین به زندگی می‌باشند که این پیامدهای تولد فرزند می‌تواند موجب تعمیق یا کاهش روابط زناشویی زوجین شود (گلد ثورپ،1987).
تحقیقات صورت گرفته در ایران هم نشان می‌دهد که مادران دارای کودکان ناشنوا و کم‌توان ذهنی از سلامت روانی پایین‌تر و همین‌طور استرس و افسردگی بیشتری رنج

دیدگاهتان را بنویسید